آرامتر شدم!
مهدی امیرپور: گفت و گو با دايي، پس از ده روز انتظار در فروشگاه يوسف آباد آغاز شد. او پيش از آن به اردبيل رفته بود تا براي 28 صفر نذرش را ادا كند و پس از آن به قدري، سرش شلوغ شد كه روز به روز قرارمان عقب افتاد تا اينكه رسيد به عصر دوشنبه. گفتوگو در وضعي دنبال شد كه او روي ميزي در گوشه فروشگاه نشسته بود و هر مشتري كه به مغازه ميآمد، درخواستي براي عكس يادگاري داشت. درخواستهايي كه همه با جواب مثبت او همراه ميشد. دايي با اينكه روزهاي پر استرسي را ميگذارند اما آرامتر از آنچه كه بشود تصور کرد حرف ميزد. به هر حال اين از تغييراتي است كه او در يك سال گذشته داشته.
الان كه با شما حرف ميزنم در فروشگاهتان در يوسف آباد هستيد. پيش از اين در فدراسيون فوتبال بوديد. يك ساعت ديگر هم بايد در خانه كشتي باشيد. زندگي پرفشاري داريد. وقت كم نميآوريد؟
متاسفانه كار زياد دارم و بايد به تمام كارهايم برسم. غير از مشغلههاي كاري، دوستان و آشنايان هم از آدم انتظار دارند. مجبور هستم كار آنها را هم انجام بدهم. اگر انجام ندهم ناراحت ميشوند. توقع دارند ديگر. من دوستان خوبي دارم كه هميشه به من كمك كردند، من هم بعضي وقتها بخشي از اين محبتها را جبران ميكنم.
البته غير از شغلتان و كارهايي كه رفاقتي انجام ميدهيد، شما يك مسئوليت ديگر هم روي دوشتان است. تيمملي. هر چند كه ما ميشنويم ميرويد اردبيل خرج بدهيد و نذر داريد.
يك مقداري وقتم را ميگيرد اما جوري برنامهريزي كردم كه به تمام كارهايم برسم. البته كارهاي جانبي هم وجود دارد. براي همين هم كمتر وقت ميكنم گفتوگو داشته باشم.
در يك سال گذشته تا جايي که به ياد ميآورم با جايي گفتوگو نداشتيد. اين عادت را به وجود آورديد كه هر كسي از شما سوالي دارد، در كنفرانسهاي مطبوعاتي آن را بپرسد. در دوراني هم كه سرمربي سايپا بوديد كنفرانسهاي هفتگي داشتيد.
اينجوري راحتترم. البته هر كسي به كنفرانسهايم آمده، ديده كه به تمام سوالات جواب ميدهم و با گفتوگوهاي ديگر فرقی نمیکند.
در چند سال گذشته شماره ده تيمملي بوديد. كاپيتان تيمملي به حساب ميآمديد. بهترين گلزن بوديد. اما الان ديگر شما سرمربي تيمملي هستيد. شما وقتي پيراهن تيمملي ميپوشيديد مسئوليت سنگينتري داشتيد يا حالا كه روي نيمكت سرمربيگري تيمملي مينشينيد؟
من تا وقتي كه فوتباليست بودم تصور ميكردم آدم وقتي فوتبال بازي ميكند بايد وقت بيشتري را نسبت به ديگران كنار بگذارد. اما حالا كه سرمربي شدم خيليخيلي بيشتر وقت ميگذارم براي فوتبال. در سايپا هم که بودم وقت زيادي براي تيم ميگذاشتم. اما سايپا فقط يك تيم باشگاهي بود. الان من سرمربي تيمملي هستم و بايد تمام مسابقات ليگ برتر را تماشا كنم. هر هفته من غير از مسابقاتي كه پخش مستقيم هستند، سيدي چهار پنج تا از مسابقات ديگر را هم ميگيرم و تماشا ميكنم. غير از اين بايد در جريان اخبار فوتباليستهاي خارج از ايران هم باشم. بايد براي تيمملي هم برنامهريزي كنم. فيلم مسابقات رقيبان را تماشا كنم. واقعا كار سختيه. من تصور ميكردم كه اگر سرمربي تيمملي بشوم، وقتم آزادتر ميشود. اما برعكس الان خيلي بيشتر وقتم را براي فوتبال ميگذارم.
...
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

