خاتمی؛ نه قهرمان است، نه تدارکاتچی
امید ایرانمهر: گفتوگو با مصطفی تاجزاده در دفتر جبهه مشارکت در خیابان سمیه تهران انجام شد. گپ زدن با تنها عضو مشترک کادر رهبری جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره برگزاری انتخابات در ایران نکات شنیدنی و خاطرات جالبی به همراه دارد چراکه تاج زاده به واسطه حضور در سمت معاونت سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت عبدا... نوری، چندباری ریاست ستاد انتخابات کشور را عهدهدار بوده است و بهتر از هر فعال سیاسی میتواند شرایط کشور و نحوه برگزاری انتخابات در ایران را مورد واکاوی قرار دهد. وی در بیان مسائل مربوط به انتخابات و انتقاداتی که به عملکرد 4 ساله دولت نهم و شخص احمدینژاد دارد صریح اللهجه است و در دفاع از خاتمی کم نمیگذارد چراکه معتقد است آقای خاتمی علی رغم بحرانهایی که هر 9 روز یکبار برایش ایجاد شده است، در مقایسه با آقای احمدینژاد عملکرد به مراتب موفقتری حتی در زمینه اقتصاد داشته است، حوزهای که به گفته وی خاتمی کمترین شعار را درباره آن داده بود. مسئول برگزاری انتخابات در دولت اول محمد خاتمی اگرچه احتمال جابهجایی در آراء را منتفی نمیداند اما به نکاتی اشاره میکند که به عقیده وی میتواند آمار تخلفات را به صفر نزدیک کند و از جمله به سازوکاری اشاره میکند که قرار است اصلاحطلبان از طریق ان و با به دست آوردن نمونههایی، با یکی دو درصد ضریب خطا معین کنند که نتیجه انتخابات چه خواهد بود. او اما در رأس این موارد معتقد است در نهایت بزرگترین مانع تخلفات انتخاباتی چیزی نخواهد بود جز هشیاری و حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی.
اصلاحطلبان از مدتها قبل که بحث حضور چهرههای تاثیرگذارشان در انتخابات مطرح شده است، بارها با انتقاد از وضع موجود کشور از مشکلات رییسجمهور بعدی سخن گفتهاند. بارها شنیدهایم از این که رییس دولت دهم همواره در سایه شرایط بدی خواهد بود که حاصل عملکرد پیشینیان و به ویژه دولت نهم است. با این اوصاف انگیزه اصلاحطلبان برای ورود به چنین عرصهیی چیست و آنان چرا میخواهند به قول خودشان «میراث دار» عملکرد غلط دیگران شوند؟
دقیقا به دلیل همین که وضع خیلی خراب است. اگر شرایط خوب بود که دیگر نیازی به اصلاحات نبود. اگر هم صحبتی بود دراینباره بود که «کدام» نامزد اصلاح طلب بیاید که هم بتواند اعتماد و رای مردم را جلب کند و هم بتواند با تنش کمتری امور را پیش ببرد. بنابراین آقای خاتمی تلاش بسیاری کردند که حداکثر تا دهه فجر آقای مهندس موسوی نامزدی خود را قطعی کند، تا ایشان از این تعهد که کشور نیاز دارد به اینکه شما وارد صحنه شوید، فراغت خاطر پیداکند و بگوید آقای موسوی نامزد شده و من هم حمایتش میکنم تا بتوانم از بیرون قدرت برای جامعه بیشتر منشأ اثر باشم. نکته دیگر این است که هر زمانی که شرایط کشور بد میشود، هم حکومت و هم جامعه به فکر اصلاحطلبان میافتند. این موضوعی است که گویا روی پیشانی ما نوشته شده است. فرض کنید اگر امروز قیمت نفت بشکهای 150 دلار بود، تحریم جهانی هم نداشتیم، کشور هم خوب اداره میشد، اکثریت هم راضی بودند و واقعا نفت بر سر سفرهها آمده بود، مسلما در این شرایط دیگر جایی برای اصلاحات نبود.
شما معتقدید که چون شرایط خوب نیست، مردم خواهان ورود اصلاحطلبان به عرصه هستند. سوال همین جاست. چرا به خاطر عملکرد دولت آقای احمدینژاد مردم لزوما باید به سراغ اصلاحطلبان و به طور خاص آقای خاتمی بیایند؟ مگر جز اصلاحطلبان و آقای احمدینژاد نیروی سیاسی دیگری در کشور وجود ندارد؟ مثلا طیفی از اصولگرایان...
من از طیف اصولگرا چهره شاخصی نمیشناسم که در حال حاضر مسئولیت جدی در حکومت نداشته باشد. ممکن است در قوه مجریه نباشد اما بالاخره یا در مجلس هستند، یا در قوه قضاییه، یا در صداوسیما، شهرداری و نهادهای دیگر و این طیف کشور را به اینجا رساندهاند. البته اگر بهجای حسن، حسین رییس جمهور بود، شاید در عملکرد فردی نیروها تغییراتی میدیدیم؛ کمااینکه مثلا در مجلس هفتم رییس آقای حداد بود و در مجلس هشتم آقای لاریجانی به ریاست رسید. پس تفاوتهای جزئی وجود داشت اما در مجموع هر دو مجلس ناکارآمد بودند با اینکه رییسشان عوض شده است. اینها چهرههایی بودند که خودشان را در حد ریاست جمهوری میدانستند و بعضا نامزد هم شدند. بالاخره ما در جامعهمان دو گرایش سیاسی داریم و یک جمعیت خاموش که متاسفانه جمعیتش روز به روز در حال افزایش است و هیچکدام از گرایشهای سیاسی موجود به طور کامل آنها را نمایندگی نمیکنند. با توجه به قدرت، سوابق و پایگاه دو جریان سیاسی در جامعه هستند، زمانی کشور میتواند مشکلاتش را حل کند که به نوعی هر دو جریان سیاسی درگیر امور شده و مسئولیت داشته باشند. جالب آنکه وقتی مثلا اصلاحطلبان حذف میشوند، در میان خود اصولگرایان اختلاف به وجود میآید. اینطور نیست که چون یک جناح حاکم است هیچ اختلافی اتفاق نیفتد. من از این طرف هم بگویم که اگر کل کشور را به دست اصلاحطلبان بدهند، مطمئن باشید ما هم مثل آنها دو سه شاخه خواهیم شد. این واقعیتی است که با «حذف» مشکلی حل نمیشود. باید تلاش کنیم همه در صحنه باشند و از توان آنها استفاده شود. در عین حال فراموش نکنیم وقتی که مردم شرایط دوره اصلاحات را با وضعیت کنونی مقایسه میکنند به این نتیجه میرسند که اگرچه آقای خاتمی هر 9 روز یک بار با بحران مواجه میشد، اما خیلی بهتر توانسته بود مشکلات کشور را حل کند، تا آقای احمدینژاد و کل اصولگرایانی که همه ارکان حکومت در اختیارشان است و هیچکس بحرانی برایشان ایجاد نمیکند، اما خود با عملکرد خودشان برای کشور مشکل ایجاد کردهاند.
...
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

