بیش از آن چه فکر کنید خود شیفتهام
مانا کیانی: حامد بهداد نقشهای متفاوتی در كارنامهاش به ثبت رسانده است. او اهل ریسک و تجربه است و از بازی در نقشهای عجیب و غریب ابایی ندارد.
او با حضور در "هر شب تنهایی" ، "موج سوم" ، "شبانهروز" و "دلخون" در بيست و هفتمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم فجر، چهار فیلمی بود. چهار اثری که به دلیل رویکرد متفاوت این بازیگر، ديپلم افتخار براي نقش آفريني در فيلم "دل خون" را برایش به ارمغان آورد.
بهدادی که ما میشناسیم بازیگر است، موسیقی میداند، میخواند و در زمستان 87 اولین نمایشگاه عکس خود را برپا کرد تا تجربههایش را در این عرصه با طرفدارانش قسمت کند. این نمایشگاه شامل عکسهایی از هنرمندان بود. در همین راستا با او به مصاحبه نشستیم و نظراتش را درباره عکاسی جویا شدیم.
گالری شیرین، ساعت 4 بعداز ظهر. هرچه بیشتر میگذشت بر تعداد کسانی که برای بازدید از نمایشگاه عکسهای حامد بهداد آمده بودند، افزوده میشد. اما همچنان از حامد بهداد خبری نبود. ساعت از 6 گذشته بود که همهمهای در طبقه پایین به پا شد. حامد بهداد در میان مشتاقانی که شاید تنها به شوق دیدار او آمده بودند، با لبخندی از سر رضایت به طبقه بالا آمد. بیش از 200 نفر برای گرفتن امضا از حامد بهداد صف بسته بودند. انتهای این صف بلند به خبرنگاری ختم میشد که برای گپ و گفتی با حامد بهداد آمده بود. ساعت از 8 گذشته بود که مصاحبه آغاز شد.
این اولین تجربه عکاسی شماست؟
بله. البته 10 سال است که عکس میگیرم ولی این اولین نمایشگاهی است که برگزار کردم.
در این 10 سال فقط پرتره کار کردید و یا به سراغ سوژههای دیگری هم رفتید؟
از آدمها، از دوستانم.
چرا فقط پرتره؟
برای اینکه آدم موضوع جالب و خوشگلی است.
پس به خاطر همین خوشگلی است که اولین عکس این نمایشگاه، با پرترهای از شما شروع میشود؟
آن عکس را که من نگرفتم.
ولی نمایشگاه با پرترهای از شما شروع میشود.
بهتر.
پس خودشیفتهای؟
مثل همیشه!
واقعا؟
بیشتر از آنچه فکرش را بکنی.
خودت را یک عکاس حرفهای میدانی؟
نه. معلومه که نه. ادعای عکاسی ندارم. فقط عکس گرفتم چون دلم خواست، همین.
...
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

