یوزپلنگانی که با من دویدند
در سراسر دنیا شهرها و کشورهایی وجود دارند که علاوه بر طبیعت زیبا، در آنها ناظر قدرت انسان در ساخت آسمان خراشهای عظیم، ابزار، ماشین و غیره خواهید بود. ولی کشوری که میخواهم از تجربه سفر به آن برایتان بگویم برای من مفهوم دیگری از یک کشور آفریقایی داشت. من در سفر کوتاهی که به این کشور داشتم به چنان تجربه ای دست یافتم که جز قدرت خالق هستی از هیچ چیز دیگری خبر نمی داد. در این نوشته سعی کرده ام به ترتیب روزهایی که در این کشور بودم به تشریح این کشور زیبای آفریقایی بپردازم. پس ابتدا از ژوهانسبورگ شروع می کنم.
ژوهانسبورگ:
ژوهانسبورگ مرکز آفریقای جنوبی است. با ناحیه ای وسیع و طبیعتی که تمام رنگ های دنیا را یک جا در خود جمع کرده است. شهری با ترکیبی از معماری مدرن و کهن آفریقایی. در این شهر اکثر هتلها و خانه های شیک و زیبای آن در حومه واقع شده اند. این اتفاق به این خاطر است که ژوهانسبورگ شهری ناامن، تعریف شده است که داخل آن تنها سیاه پوستان حق اقامت دارند. کلیه رنگین پوستان و سفیدها و توریستها در حومه شهر ساکنند. حومه این شهر تماما به صورت تپه ماهور است و فضای سبز بسیار انبوه و اتوبانهای چندطبقه و اتومبیلهای بسیار تمیز و مدل بالا آن را در تصرف خود دارد. خانهها عموما به صورت تک طبقه و ویلایی ساخته شده و مجموعهای از کلیه رستورانهای بین المللی با نام نلسون ماندلا، در آن جا واقع شدهاند، که همه حکایت از وضع مالی بسیار خوب ساکنین این حومه شهر دارد. توصیه میکنم اگر گذرتان به این کشور افتاد هرگز چشیدن طعم واقعی غذاهای کشورهای مختلف را در رستورانهای ماندلا از دست ندهید.
گلد ریف سیتی:
معدن طلای «گلد ریف سیتی» نیز در حومه ژوهانسبورگ واقع شده است. تا 3 سال پیش، همچنان از این معدن طلا استخراج می شد اما حالا پس از پایان منابع آن، به عنوان یک مرکز توریستی مورد بهره برداری قرار گرفته است. «گلد ریف سیتی» مانند یک شهرک سرگرمی و بازی طراحی شده و امکانات مختلفی دارد: وسایل بازی کودکان، باغ وحش، محل اجرای رقص بومی، مغازههای صنایع دستی، رستوران و از همه مهمتر معدن و مراحل استخراج طلا و سپس ساخت شمش طلا.
برای بازدید از معدن طلا ابتدا باید به یک کلاه ایمنی و چراغ قوه مجهز شوید. بعد که توسط یک آسانسور بزرگ به عمق 260 متری زیر زمین رفتید، تازه معنی مرگ و زندگی را یک جا تجربه می کنید. فضای درون معدن، به همان صورت گذشته حفظ شده است. حتی ابزارآلات و وسایل و نقشههای گذشته نیز در آن به چشم می خورد. درون غار را با یک صدای 3 بعدی که شامل چکچک قطرات آب و کوبیدن تیشه به سنگ وریزش سنگها است تا حد امکان، به صورت معدن فعال شبیه سازی کرده اند. در گوشه کنار آن هم مجسمههای کارگران در حال کار دیده میشوند. در این مکان هوا خنک و رطوبت بالاست و روی دیوار و سنگها محل رگههای طلا با رنگ قرمز نشانه گذاری شده است. از آنجایی که خطر طغیان آب هم وجود دارد، با پمپهای آب در هر یک ساعت، چهارهزار لیتر آب را از معدن خارج میکنند. در جایجای معدن تیرکهای چوبی و بعضا آهنی به عنوان «شمع» برای نگهداری سقف و دیوارهها تعبیه شده است . برای ایمنی بیشتر در صورت قطع برق و آسانسور پلههای اضطراری وجود دارد که البته شامل هزاران پله است. راهنمای تور توضیح می دهد که از هر یک تن سنگ طلا تنها 4 گرم طلای خالص بدست میآید که همین موضوع نشان دهنده علت گرانی آن است. بعد از کانادا و استرالیا، آفریقای جنوبی سومین کشور تولید کننده طلا در جهان است.
پس از بازدید از معدن به محلی راهنمایی می شویم که مراحل استخراج، ذوب و ساخت شمش طلا را به ما نشان می دهد. کوره ذوب 1300 درجه سانتیگراد حرارت دارد تا طلا در آن ذوب شود.
در خروجی غار، به سمت مراکز خرید و صنایع دستی باز می شود. مجسمه ها، ظروف و قابهای چوبی، سنگی، مسی انواع حشرات قاب گرفته شده، گردن بند و دستبندهای بدل بسیار زیبا، سنگهای نیمه قیمتی و ظروف حصیری، ناخودآگاه تو را برای یک خرید حسابی وسوسه می کنند. با خروج از مرکز خرید، یک گروه رقص بومی با لباسهای شاد و زیبای محلی با سازهای کوبهای و بسیار مهیج با یک رقص اصیل آفریقایی از مهمانان پذیرایی می کنند و در آخر نیز با تکتک توریستها با روی گشاده عکس یادگاری میگیرند...
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

