مبادا بی اخلاقی سیاسی فرهنگ شود
امید ایرانمهر: دکتر امیر محبیان را بیشتر به واسطه یادداشتهایش در روزنامه «رسالت» میشناسند، اما او علاوه بر اینکه سابقه عضویت در شورای سردبیری این روزنامه راستگرا را در دهه 70 دارد و در جناح اصولگرای فعلی به عنوان یک روزنامهنگار و تئوریسین مطرح است، به تدریس در دانشگاه نیز مشغول است. این دانشآموخته فلسفه غرب که اکنون مدیریت مرکز مطالعات استراتژِیک آریا و همچنین خبرگزاری به همین نام را برعهده دارد، معتقد است گفتمان حاکم بر انتخابات سال 88 مبتنی بر عدالتی است که ضمنا با آزادی نیز منافاتی نداشته باشد. وی اگرچه خود را اصولگرا میداند و احتمال حمایتش از یک کاندیدای غیراصولگرا در انتخابات 88 را «کم» ارزیابی میکند، اما به شدت با این جمله برخی همفکرانش که «خط قرمز ما رییس جمهور شدن یک دوم خردادی است» مخالفت میکند چراکه معتقد است خطوط قرمز باید بر اساس ارزشها تعریف شود نه بر مبنای جناحبندیهای سیاسی. وی با تاکید توامان بر دو مفهوم آزادی و عدالت، اگرچه مسائل اقتصادی را مهمترین اولویت مردم میداند اما خاطرنشان میکند که این نباید باعث تحدید آزادی شود چراکه به عقیده او مشکل فقط نان و آب و برق نیست و هیچکس نمیخواهد در قفس زندگی کند حتی اگر دانه در آن فراوان باشد.
طی سه دهه حاکمیت نظام جمهوریاسلامی تقریبا هر سال یک انتخابات در کشور برگزار شده است. با نگاهی به روند برگزاری این همهپرسیها خصوصا در دورههای اخیر متاسفانه شاهد پدیدهیی هستیم که از آن با عنوان بداخلاقی انتخاباتی یاد میشود. موضوعی که در اکثر مواقع به صورت «تخریب» خود را نشان میدهد و گاهی بر نتیجه نهایی انتخابات هم تاثیرگذار بوده است. از نظر شما آیا این موضوع نشانه وجود نوعی ضعف فرهنگی در جامعه نیست؟
ما در کشورمان فرهنگی داریم و آنهم این است که مردم به بالاسر خودشان نگاه میکنند و تا حدودی خودشان را با او تطبیق میدهند و اگر سرانی و مسئولانی در یک کشور پاک باشند، بر جامعه تاثیر میگذارد و جامعه نیز پاک میشود.
این موضوع فقط در ایران صادق است یا در دیگر کشورها نیز وجود دارد؟
در بقیه کشورها هم هست اما در ایران به شکل شدیدتری وجود دارد. اگر آنها بد شوند، مردم نیز بد خواهند شد. ما این مسئله را در فرهنگ خودمان زیاد داریم، شما نگاه کنید زمانی که حاکمی مقتدر بوده، مردم هم مقتدرانه عمل کردند. اما وقتی حاکمی ضعیف در راس کار بوده مردم شکست های وحشتناکی را متحمل شدند.این موضوعی است که برخی از آن به عنوان ایراد ما ایرانیها مطرح کردند اما شاید ایراد همه باشد که ایرانیها در برابر یک رقیب قوی ناگهان با اختلاف زیاد میبرند، اما از آن طرف هم گاهی در قابل رقیبی ضعیف با نتیجهیی بسیار بد میبازند. این برمیگردد به روحیه ایرانیان و تطابقی که با مدیریتشان دارند. اینکه رهبری اخیرا گفتند که با مدلهای شاه سلطان حسینی نمیتوان کشور را اداره کرد حرف درستی است. یعنی اگر هدایت کشور از موضع ضعف صورت گیرد مردم هم در مقابل هر قدرتی کوتاه خواهند آمد و ضعیف برخورد میکنند. به عنوان مثال همان مردمی که در دوران شاه عباس، عثمانی را در هم میکوبند، در زمان سلطان حسین در برابر یک یاغی افغان که شاید تنها برای راهزنی آمده بود به راحتی میدان را خالی میگذارند. خوب اینها به این دلیل است که مردم نگاه به بالا دارند. در زمینه ارزشها هم همینطور است. یعنی وقتی که حاکمان صادق باشند مردم هم بسیار صادق خواهند بود و وقتی آنها آلوده شوند، مردم نیز بدجور آلوده خواهند شد. این شعر که «اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی / برآورند غلامان او درخت از بیخ» ناظر به همین موضوع است. یکی دیگر از تبعات چالشهای اینچنینی که میتواند بر جامعه تاثیرگذار باشد، ایجاد بی اعتمادی در مردم است. وقنی مردم سیاستمداران را افرادی در جستوجوی قدرت به هر قیمت ببینند دیگر به آنها اعتماد نمیکنند. حتی حرفهای خوب آنها را نیز پیرو منفعتی برای خود آنها میبینند و این بی اعتمادی در بین مردم گسترش پیدا میکند.
...
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

