ازدواج حلقه اتصال به ايران
معصومه کیانی: سال 1385 كه به ايران آمد فكر نميكرد دوري از زادگاه پدريش در اكراين را بتواند تحمل كند. به ايران آمد چون با يك مرد اصيل ايراني ازدواج كرده بود و ميخواست زندگي كردن در كشور همسرش را تجربه كند. پينگپنگ ورزش مورد علاقه اوست كه در اكراين موفقيتهاي زيادي را كسب كرده. بوكس، ژيمناستيك، شنا و تنيس را هم بازي كرده اما هريك را به دلايلي مختلف كنار گذاشته. فوتبال را از وقتي در ايران مستقر شده دوست دارد و همانند همسرش پرسپوليسي است. علاقه به اين تيم آنقدر در او رخنه كرده كه رنگ اكثر لوازمش قرمز است. خلاصه طي سه سالي كه در ايران زندگي كرده فارسي را به خوبي ميفهمد اما نميتواند صحبت كند. ظاهري آرام دارد. به غير از تهران بقيه شهرهاي ايران را ديده و ميگويد:«انگار هزار تا دو هراز سال پيش است. خيلي قديمياند بهويژه اصفهان.» خوش قول و با اعتماد به نفس است. تعجب و ياد گرفتن چيزهاي جديد را از نگاه و نوع برخوردش به راحتي ميفهميد. در تمام طول مصاحبه كمتر حرف ميزد و با دقت به سوالاتم گوش ميداد و همسرش منتقل ميكرد تا ترجمه كند. در اين مصاحبه حرفهايي از فعاليت ورزشياش زد كه همسرش را متعجب كرد و گويي تاكنون نگفته بود و وقتي همسرش شنيد النا تتارنيكو زماني بوكس بازي ميكرده از تعجب دهانش باز و صورتش سرخ شده بود. به هر روي اين پينگپنگباز اكرايني از تيم اودسا تا دانشگاه آزاد و فعاليت در تيم ملي ايران گفت، ما هم نوشتيم تا شما عزيزان بخوانيد:
شنيديم تازه از اوكراين بازگشتهايد. سفر طولاني داشتيد.
بله. شش ماه در اوكراين كنار خانوادهام بودم.
چه خبر از اوكراين و باشگاه اودسا؟
سيزده سال در اين تيم بازي كردم. يكي از تيمهاي ليگ برتر اوكراين است. امسال هم چون بازيكنان قديمياش رفته بودند به عنوان بازيكن و مربي در اين تيم بازي كردم.
نيم فصل اول چگونه بود؟
اودسا جزو سه تيم برتر نيم فصل اول شد. آخه مسابقات پينگپنگ اوكراين مثل مسابقات ايران نيست كه قهرمان مسابقات در نيم فصل مشخص شود.
...
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

