تبليغاتX
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری
درباره وبلاگ
مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
امكانات

اين‌يك‌دعوت‌است
دعوت از همه كساني كه مي‌دانند، انتشار نشريه‌اي كه در لبه خط باريك جذابيت بايستد و به دره عميق خواسته‌هاي سخيف سقوط نكند، كار سختي است. نياز به مراقبت و رياضت دارد. حوصله مي‌خواهد كه دقت از دست نرود و اميد مي‌خواهد كه از خودت عقب نيفتي. گوش مي‌خواهد كه بشنوي. دل مي‌خواهد كه بپذيري.اين كه يك دعوت است. دعوت به خواندن مجله‌اي كه بزرگترين هدفش، برآوردن نياز معمولي طبقه متوسط به مطالعه نشريه‌اي با مضامين اجتماعي و فرهنگي و ورزشي است. نشريه‌اي كه عوام بخوانند و خواص بپسندند. حاصل ضرب آرمان‌هاي ما در توانايي‌هاي‌مان. حاصل تقسيم نيازها بر شرايط موجود. حاصل جمع روزنامه‌نگاران جوان و با تجربه‌ها. حاصل تفريق خواسته‌ها از داشته‌ها.اين يك دعوت‌است.
از كساني كه هنوز دوست دارند، در اين آشفته بازار دكه‌ها كه تا چشم كار مي‌كند خميازه است، چيزي براي دوست داشتن وجود داشته باشد. آخرين شماره مشق آفتاب روي دكه هاست. برداريد و ورق بزنيد. هر چه بين شما و دوست داشتن آن فاصله مي‌اندازد موضوع اين دعوت است. نوشتن درباره كاستي‌هاي مشق آفتاب، مشق دوستي است. از آن‌چه بايد داشته باشد و ندارد. از آن‌چه بايد باشد و الان نيست. از رنگ و رويش بگوييد. از حال و روزش. از درون و بيرونش و از ظاهر و باطنش. سخت در انتظار حرف شمائيم و باور كنيد كه حرف شما تنها دلخوشي بزرگ اين كار كوچك است.


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

فراموش نکنیم، کار رسانه نقد است

همزمان با روز خبرنگارتعدادی از اهالی مطبوعات دیداری با ریاست محترم جمهور داشتند. دراین دیدار رئیس جمهور به طرح موضوعات مختلفی پرداخت که جدا ازمسائل کلی وتکراری حوزه خبررسانی، یک نکته بسیارکلیدی ومهم درآن بود. آقای احمدی نژاد ازتیراژپائین نشریات ایرانی درمقایسه با همتاهای  پرفروش خارجی انتقاد کرد و معتقد بود ما باید دارای نشریاتی با تیراژ بیش از500 هزار و یک میلیون نسخه درهرشماره باشیم و نبود چنین نشریاتی را یک ضعف بزرگ برای حوزه رسانه مکتوب دانست. قطعا با یک نگاه خوشبینانه طرح این مطالب از زبان رئیس دولت حتی با فرض تفسیر آن به موضوعی کلی ومحدود به یک سخنرانی مناسبتی، بازهم می‌تواند بسیار حائز اهمیت بوده و زمینه‌ای باشد برای آغاز یک حرکت جدی و نو به منظور فراهم کردن فضای مناسبت‌تر برای طرح مطالبات وانتظارات بدنه فعال و خدمت‌گزار در مطبوعات کشور. دراین شرایط شاید بهتر بشود به نقد و بررسی موانع پیش روی نشریات برای نیل به مقصود فوق پرداخت وامیدوار بود که با نقدی منصفانه وبررسی کارشناسانه، گوش‌های شنوای بیشتری برای شنیدن و حمایت ازاصحاب پرهیاهو ولی بی‌پناه ومظلوم رسانه مکتوب کشور پیدا شود. با چنین تصوری فرصت را مغتنم شمرده وبه طرح چند موضوع درهمین باب می‌پردازم وامیدوارم شاهد توجه منطقی وجدی تصمیم‌گیران وتصمیم‌سازان حوزه مطبوعات به این مقولات باشیم وازاین مهم‌ترتکمیل‌کننده این مطالب نظرات ارزشمند و راه گشای اندیشمندان ودلسوزان جامعه اطلاع‌رسانی کشور باشند...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

برای آن‌هایی که دوستم ندارند

زماني از خودم سوال مي‌كردم اگر من وارد سينما نمي‌شدم امروز چه مي‌كردم. زماني كه 14 ساله بودم و در حياط مدرسه با دوستانم بازي مي‌كرديم و ساز مي‌زديم ... همزمان تعطيل شدن با مدارس ديگر در يك ساعت دل‌هايمان را می‌لرزاند... هنوز بعد از مدرسه قبل از رسيدن به خانه گريزي به كافي‌شاپي و خوردن سيب‌زميني و نوشابه هيجان‌انگيز بود...

هسته‌هاي آلبالو را از بالاي پل‌هاي عابر به پايين پرت كردن، دوم خرداد، پخش كردن پلاكارت‌هاي تبليغاتي براي كساني كه از صميم قلب دوست داشتيم... وقتي با سازهاي كوچك و بزرگ چون ديوانگان از قفس پريده به خيابان مي‌زديم و خيابان انقلاب پر مي‌شد از صداي سازهاي ما... سازهايي كه حتي از درون جعبه بيرون نمي‌آمدند... تنها شمايل جعبه سازها كافي بود تا فضاي خيابان پر از موسيقي و شور شود ...

آن زمان كه قرار بود در يكي از بهترين كنسرواتورهاي جهان سوليست شوم و بعد از بازگشت به وطنم يك مدرسه شبانه‌روزي موسيقي در شمال برپا كنم...آن زمان كه مرتب كنسرت مي‌داديم و پدر مادرهايمان به ما افتخار مي‌كردند. در جشنواره‌هاي موسيقي مقام مي‌آورديم. همشاگردي‌هايم همه و همه از خانواده‌اي چون خانواده خودم فرهنگي و تحصيل كرده بودند، شب‌هاي تولدهايمان بعد از رقص و پايكوبي مادر پدرها با هم مي‌نشستند و از قديم حرف مي‌زدند. از زماني كه دانشجو بودند. از دانشكده هنر ملي، از ادبيات، از شعر.

چه مي‌شد اگر آن روز گرم تابستان عكس‌هاي من به دست داريوش مهرجويي نمي‌رسيد. من از بزرگترين هديه عمرم محروم مي‌شدم. آري زندگي چون سوزن‌بان ایستگاه‌های مسير قطار مرا عوض كرد...

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

از ميم فرار كن

مینا اکبری: هامون، سارا، ليلا و ميم. اين‌ها شاه نقش‌هايي است كه شكيبايي، نيكي كريمي، ليلا حاتمي و گلشيفته فراهاني براي داريوش مهرجوئي بازي كرده‌اند. در فيلم‌هايي شخصيت محور كه همه چيز آنها به بازيگر نقش اول و درخشش او بستگي داشت، نتيجه نيز همان چيزي شد كه بايد مي‌شد. بهترين نقش براي اين بازيگران. اما در كوير تنوع سينماي ايران، بازيگران هميشه به تكرار شاه نقش دعوت مي‌شوند. حاصل اين تكرار كارنامه‌اي است كه بازيگران، از خود بر جاي مي‌گذارند. شكيبائي همه عمر با سايه هامون جنگيد. نيكي كريمي سعي كرد از تصوير زن سرخورده و مظلوم ايراني فرار كند و ليلا حاتمي تصوير دختر سر به زير نازا رهايش نمي‌كند. داستان، اين بار براي دختر نامتعارف و شاعرپيشه درخت گلابي تكرار شده است. او در بند اين دام افتاده كه  اولين و بهترين انتخاب براي نقش دختر عاصي در سينماي ايران محسوب مي‌شود. اگر فيلم «بوتيك» بلوغ فراهاني بود و زجه‌اش روي آن پل هوايي همه را مبهوت مي‌كرد، حالا به واسطه همزماني اكران، او در دو فيلم از سينماي ايران، براي تماشاچيان، تكرار همان دختر بازيگوش است. گيرم يك جا در بالاي ميدان ونك و يك جا در پائين شوش سير مي‌كند. يك جا تير از كمان بپراند و يك جا موتور روي ديوار براند. يك جا مسئله‌اش برابري باشد و يك جا مسئله‌اش عدالت. او همان است كه حافظه از او سراغ دارد. سكون و پرخاشش، بيان و حركتش، تكان و تلواسه‌اش همان چيزي است كه در آن باغ دوران كودكي، كارگرداني به نام داريوش مهرجوئي برايش تدارك ديده بود...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

درگیری میان سنت و تمدن

 نازنین متین‌نیا: اولین لژیونر غیر‌فوتبالیست ایرانی، سه سال تمام در کشور ایتالیا زندگی کرده است. بهنام محمودی در سه تیم مختلف ایتالیایی، پشت تور ایستاده است و  بعد از هر بازی یا تمرین، فرصتی برای گشتن و دیدن مکان‌های مختلف این کشور چکمه‌ای شکل پیدا کرده است. از نظر او شهرهای شمالی ایتالیا، سرد و صنعتی هستند و شهرهای جنوبی گرم و قدیمی. رم، ونیز، سینا، توسکانا، پارما و جزیره کاریالی بیشتر از بقیه مناطق دیدنی هستند و باید وقت خوبی برای دیدن و سفر به آن‌ها انتخاب کرد. پنیر پارماژان شهر پارما و علاقه مردم این شهر به دیگو آرماندو مارادونا، هیچوقت از یاد او نمی‌رود. حالا دیگر بهنام محمودی این کشور کوچک و باستانی اروپا را به خوبی می‌شناسد و به دنبال فرصتی است تا برای ادامه تحصیل دوباره به آن بازگردد.

 مافیای ایتالیا از هرچیز دیگر این کشور در دنیا معروف‌تر است، اما آیا واقعا حضور مافیا در این کشور آن قدر پررنگ است؟

خب، واقعا ایتالیا کشور مافیا است. نه اینکه در کوچه و خیابان این آدم‌ها را ببینید اما در همه جای کشور این باند حکمرانی می‌کنند. اگر دقت کنید بهترین کلیدها و قفل‌ها در این کشور ساخته می شود، چون زیاد دزدی می‌شود و مردم مجبورند که از همه چیز به خوبی محافظت کنند.

یعنی هنوز هم آدم‌های اسلحه به دست که راحت آدم می‌کشند و دزدی می‌کنند، در کوچه و خیابان‌های ایتالیا دیده می‌شوند؟

نه، حالا دیگر به این شکل نیست  که  در کوچه و خیابان گانگسترها با لباس‌های خاص دیده شوند. حالا دیگر سازمان یافته‌اند و درست اداره می‌شوند. مافیا حتی به دولت ایتالیا هم کمک می‌کند.  شهر سیسیل هم یکی از مقرهای اصلی آن‌ها در ایتالیا است.

به تیم های ورزشی ایتالیایی هم کمک می‌کنند؟

بله. روی بعضی از تیم‌ها که در آمد خوبی دارند، زوم می‌کنند. ورزش برای ایتالیایی‌ها خیلی مهم است. امکانات ورزشی‌شان هم خیلی خوب و پیشرفته است. برای همین است که ایتالیا در ورزش دنیا قدرت بزرگی است. جوانان ایتالیایی وقت زیادی برای ورزش می‌گذارند و دیدن بازی تیم مورد علاقه‌شان یکی از بزرگ‌ترین تفریحات ایتالیایی‌ها است.

...

 

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

صدایی جوان برای تمام فصل‌ها

سيد‌عليرضا ميرعلي‌نقي: شهرام ناظري از هنرمندان جواني بود كه در طي حركت «بازگشت» موسيقي ايراني (سال‌هاي 1350) آوازه يافت. رسم رايج آن روزگار بين افرادي كه خود را ممتاز و متمايز از تمام جريان‌هاي روز مي‌دانستند، بازيافت روش‌ها و شيوه‌هاي منسوخ موسيقيدان‌هاي اواخر دوره قاجار بود. با نگاهي كمابيش نوستالژيك، «كهنه»پسند و عتيقه‌مدار، كه بيشتر در لجبازي با گرايش‌هاي مسلط موسيقي در آن روزگار مطرح شد، تا براساس اتكا به «ارزش»‌هاي ذاتي و يا اكتسابي خود. روزنامه آيندگان در اولین رپرتاژي كه درباره او منتشر شد، تيتر زد: «صدايي جوان براي تمام فصل‌ها»: طرفه اين كه طرفداران ميليوني صداي ناظري، بدون اينكه چنين تيتر و رپرتاژي را به ياد بياورند، در اطلاق چنين صفاتي به صداي او، هم‌داستانند. شهرام ناظري، پنجاه و نه ساله امروز، در آن روزها با تقليد و تكرار سنت قديم آواز ايراني شروع كرد. محضر بسی پيران قوم را ديد و از آنها به استاد اصغر بهاري دلبستگي يافت كه با همه سالخوردگي، بيشتر آفريننده و خلاق بود تا تكرار كننده و مشق دهنده. ناظري از چنين راهي آغاز كرد ولي در بند آن نماند. نوجويي، خواست غريزي او بود و هنوز هم متكي بر همان غريزه نيرومند و فرهنگ غني بومي است و نتيجه آن، آلبوم‌هاي پشت سرهم انتشار يافته‌اي است كه بين آنها، ساعت‌هاي درخشاني به گوش مي‌رسد، و گاه بسيار درخشان؛ و باز هم نتيجه آن موقعيتي ويژه و انحصاري را براي او در تاريخ موسيقي ايران رقم زده است...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

«اراراکتا» 2333 سال بعد

 مرجان حاجی رحیمی: «شبی در کیش با بازرگانی ملاقات کردم که خدم و حشم فراوان و 150 شتر داشت. می‌گفت اندوخته‌ای در هندوستان و زمینی در ترکستان و خیال سفر به اسکندریه دارم، شنیدم دریای مغرب مشوش است. شنیدم گوگرد پارسی به چین فراوان سود دارد، کاسه چینی به روم، دیبای روم به هند، فولاد هند به حلب و بردیمانی به پارس.» آنچه خواندید بخشی از گلستان شیخ اجل، سعدی شیراز بود. این نوشته نشان می‌دهد که جزیره کیش از سال‌های بسیار دور مرکز تجارت ایران در حوزه جنوبی و آب‌های خلیج فارس بوده است. چنانچه تاریخ‌نویسان بسیاری نیز از آن یاد کرده و به رونق اقتصادی آن اشاره کرده‌اند. در مجموع 22 منطقه آزاد و ویژه اقتصادی در کشور وجود دارند که کیش یکی از اولین آنها به شمار می‌رود. به ویژه آنکه طرح آن در سال‌های پیش از انقلاب تهیه و بخش‌هایی از زیرساخت‌های مورد نیاز آن آماده شده بود. اما کیش با طبیعت بکر و جاذبه‌های تاریخی که دارد هنوز نتوانسته جایگاه خود را از نظر گردشگری بیابد، چنانچه تعداد گردشگران آن در سال گذشته حدود یک میلیون نفر  بود. به طور حتم دلایل مختلفی وجود دارد که با توجه به موقعیت سوق‌الجیشی کیش در آب‌های خلیج فارس، این جزیره نتوانسته جایگاه واقعی خود را در خاورمیانه و حتی داخل کشور به دست آورد. دلایلی مانند نبود زیرساخت‌ها، کمبود امکانات تفریحی متناسب با نیازهای امروز همچون داشتن شهربازی‌های به روز و ورزش‌های متنوع دریایی، راه‌های دسترسی محدود، وجود ریسک‌های سرمایه‌گذاری و خیلی عوامل دیگر...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

ترکش‌های یک رای اعتماد

ثمانه اكوان: اگرچه جلسه علني مجلس در خصوص راي اعتماد نمايندگان به وزراي پيشنهادي رئيس‌جمهوري براي وزارت كشور، راه و ترابري و اقتصاد و دارايي با لبخند از سررضايت محمود احمدي‌نژاد و نتيجه گرفتن از مصلحت انديشي‌هاي اصولگرايانه علي‌لاريجاني خاتمه يافت اما پايان جلسه پرتنش و سراپا استرس پانزدهم مرداد ماه مجلس، پاياني بر پرونده تكميل وزراي دولت نهم نبود و نتيجه نگاه‌هاي نگران كردان، وزير پيشنهادي كشور، تسبيح چرخاندن‌هاي پشت سرهم محمود احمدي‌نژاد، قدم رو رفتن‌هاي همراه با اضطراب احمد توكلي در انتهاي سالن مجلس و خنده‌هاي تلخ روح الله حسينيان و الياس نادران نمايندگان تهران در هنگام شمارش آراء، منجر به نشستن فردي بر مسند وزارت كشور شد كه تا پايان جلسه صبح مجلس هيچ كس گمان نمي‌برد او حتي نشستن در مجلس و شنيدن ادامه صحبت‌هاي مخالفين و موافقين حضور خود در اين وزارتخانه را تاب بياورد. اگر بخواهيم تنها از منظر راي اعتماد آوردن وزير پيشنهادي كشور در مجلس به قياسي بين مجلس هفتم و هشتم بپردازيم، به جرات مي‌توان گفت تكه تكه شدن نيروهاي اصولگرا آنهم از نوع نيروهاي قوي و اثرگذار در راي نمايندگان، تنها نتيجه بسيار قابل اعتناي انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي است. چرا كه نگاهي به كارنامه فعاليت گروهي اصولگرايان در مجلس هفتم نشان مي‌دهد با وجود اينكه اين نيروها از اختلافات درون‌‌گروهي زيادي رنج مي‌برند كه مهمترين اثر آن، موجب ضعف عملكرد اين مجلس در بحث نظارتي و اختلافات در خصوص چگونگي تعامل با دولت نهم شده بود، اما باز هم تحت لواي فراكسيون اصولگرايان يا اكثريت مجلس، انسجامي را حفظ كرده بودند كه این انسجام در مجلس هشتم و با پراكنده شدن نيروهاي اصولگراي اين مجلس در طيف‌هاي مختلف عملاً از بين رفته است...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

و اینک المپیک

علی اناری: درست در روزی که تانک‌ها و هواپیماهای جنگی فدراسیون روسیه در دفاع از اقلیت روس‌تبار منطقه اوستیای‌جنوبی در نبردی همه‌جانبه با ارتش گرجستان دست و پنجه نرم می‌کردند هزاران کیلومتر آنطرف‌تر رژه تیم‌های روسیه و گرجستان در محوطه استادیوم لانه‌پرنده، در مقابل چشمان نگران و مضطرب ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه که بر صندلی خود در جایگاه ویژه سران تکیه زده بود و با خشمی فروخورده به رژه گرجی‌ها می‌نگریست افتتاحیه المپیک تابستانی پکن را با پارادوکسی عجیب قرین کرد. «رویای یک جهان، صلح و آرامش»، بله این شعار المپیک پکن است. شعاری که در سایه جنگ قفقاز بیشتر شبیه یک شوخی و تعارف جلوه می‌کند تا آرمانی جهانی که همه ملت‌ها به آن اعتقاد دارند. از سال 394 پس از میلاد كه بازی‌های المپیك با دستور تئودوسیوس یکم امپراطور رم به محاق فراموشی رفت، تا سال 1896 كه نقطه آغاز بازی‌های المپیك نوین است شاید این اولین باری است که شروع المپیک با شروع جنگ بین دو کشور که هر دو نیز در رقابت‌های المپیک حضور دارند مصادف شده است. البته بی‌انصافی است اگر بخواهیم جنگ اخیر را تنها عامل مخل دستیابی به صلحی که پایه منشور المپیک را تشکیل داده است بدانیم زیرا تا قبل از درگیری‌های اخیر قفقاز در دیگر نقاط دنیا همچون فلسطین، عراق، سودان، افغانستان و ... وضعیتی بهتر از وضعیت حال حاضر اوستیا و گرجستان نداشتیم اما همزمانی شروع درگیری بین روسیه و گرجستان با شروع المپیک نسیان خودخواسته‌ای را که جهانیان در این 16 روز برگزاری المپیک به آن دچار می‌شوند تا دمی خبر سیاهی‌ها و مشکلات دنیا را با اخبار رقابت‌ ورزشکاران و پهلوانان گیتی تاخت بزنند از بین برد و با کنار زدن حجاب پر زرق و برقی به اسم المپیک واقعیت عریان جهان امروز را پیش چشم میلیون‌ها بیننده عیان ساخت. در این شرایط فقط می توانیم دعا کنیم تا پیش از پایان درگیری‌ها قهرمانان روس و گرجی با هم رو‌به رو نشوند. نه، بهتر است دعا کنیم تا قبل از رویارویی قهرمانان این دو کشور با هم جنگ به اتمام برسد. بله این خیلی بهتر است...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

میل به پیروزی نداشتیم

دكتر صادق محبوبي: به هفدهمين دوره المپيك يعني المپيك رم سال 1960 يا به عبارتي 48 سال پيش برمي‌گرديم كه اولين بار كشتي‌گيران فرنگي‌كار در كاروان ورزشي ايران در كنار آزادكاران قرار گرفتند. محمد پذيرايي، علي بني‌هاشمي، حسين ملاقاسمي و منصور حضرتي كه در اين ميان در وزن 52 كيلو پذيرايي با غلبه بر حريفان اهل بلژيك ، لهستان و شوروي يعني ايوان كوچركين كه در سال 1968 المپيك مكزيك سوم شده بود باعث شگفتي شد. پذيرايي در مقابل كشتي‌گير مصر شكست خورد و به مقام سوم المپيك رسيد. بعد از 12 سال يعني سال 1972 المپيك مونيخ رحيم علي‌آبادي در وزن 48 كيلوگرم حريفان تركيه، تونس، آلمان‌شرقي، ژاپن و فنلاند را شكست داد و به كشتي‌گير ريزه اندام روماني یعنی گئورگه پرچيانو باخت و مدال نقره المپيك را به سينه آويخت! 36 سال از آن زمان سپري شده است و در عرض اين سال‌ها ما در حسرت يك مدال چه خوش رنگ و چه بي‌رنگ مانده‌ايم! چگونه مي‌توان تفسير و تحليلي در مورد كشتي فرنگي داشت؟ كدام عامل و فاكتور در آسيب‌شناسي كشتي‌فرنگي دخيل بوده است. چه بر سر كشتي‌فرنگي آمده؟ آيا مديريت فدراسيون؟ مربيان؟ يا خود كشتي‌گيران كداميك مقصرند! آيا بعد از المپيك آتن در خميازه المپيك پكن گرفتار بوديم؟ يا قوانين من درآوردي اعم  از «Chest  to Chest» و كلينچ، كيسه شانس يا گوي، كه هر لحظه با تغيير قوانين روبرو هستيم تا كشتي از المپيك حذف نگردد مقصر است؟؟ آيا تغيير تندتند و غيركارشناسانه مربيان و كنار زدن آدم‌هايي كه به كشتي انتقاد دارند ولي عاشق كشتي هستند آيا دردسر براي كشتي است؟...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

مدعیان در پکن نیستند

وقتي سبزپوشان ايران با خوشحالي مسير رژه‌ لانه پرنده را طي مي‌كردند، بي‌اختيار به ياد آنهايي مي‌افتاديم كه جايشان در پكن خالي است. امثال حسين رضازاده، عليرضا حيدري، محمود ميران، يوسف كرمي، بهزاد خداداد و يا حتي تيم‌ملي واليبال. ملي پوشاني كه اگر هر كدامشان در پكن حضور داشتند، حال و هواي ويژه‌اي به كاروان ايران مي‌دادند. هر چند حالا جانشينان‌شان در پكن تلاش مي‌كنند تا باعث افتخار ايران در المپيك 29 باشند. رشيد شريفي به جاي رضازاده، سعيد ابراهيمي به جاي عليرضا حيدري، رودكي به جاي ميران، هادي ساعي به جاي يوسف كرمي و رضا نادريان جوان به جاي بهزاد خداداد...

حسين رضازاده

يك دنيا حسرت براي ايراني‌ها

چهارشنبه بود. يك روز عصر، وقتي كه همه شنيدند رضازاده نيست تا روز 29 مرداد ماه دل ايراني‌ها را شاد كند. خبر كوتاه بود اما شوك بزرگي را به ورزش كشور وارد كرد. 3 ماهي بود كه پزشكان تلاش مي‌كردند تا رضازاده را به روزهاي اوجش نزديك كنند اما اين تلاش‌ها جواب نداد. هرچند كه رضازاده تمرينات خود را تعطيل نكرد. فدراسيون هم كه از خداحافظي احتمالي حاج حسين رضازاده نگران بود، رشيد شريفي را در اردو نگه داشت تا اگر در لحظات پاياني اتفاقي افتاد، اين جوان را جايگزين كند. همين‌طور هم شد. در فاصله 2-3 هفته مانده تا اعزام كاروان به پكن رضازاده رسماً اعلام كرد كه نمي‌تواند در پكن مسابقه بدهد. اتفاقي كه حتي «تاماش آیان» را هم منقلب كرد. رئيس فدراسيون جهاني با ايراني‌ها تماس گرفت و خواست رضازاده حداقل براي اهداي مدال‌هاي سنگين وزن‌ها به پكن برود اما رضازاده كه مي‌خواست سومين طلاي المپيك را كسب كند،‌ در جواب مي‌گويد:«نمي‌توانم مدال خودم را به گردن ديگران بياندازم.»

...


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |
 مشق آفتاب روی کیوسک

در این شماره می‌توانید چهرههای خبرساز هفته، آخرین تغییرات در تازه‌ترین ساخته واروژ کریم مسیحی، یادداشت احمد‌رضا درویش درباره خسرو شکیبایی، از وین تا سالن‌های اپرا با نادر مشایخی، مطلبی درباره جایگاه ایران در جهان گردشگری، گفت و گو با مرتضی تمدن مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور درباره طرح تحول اقتصادی، سلسله مطالبی درباره تابلوهای تبلیغات شهری، گفت گو با جانشین حسین رضازاده در المپیک، بررسی وزن به وزن اعضای تیم ملی کشتی آزاد، گفت و گو با حمید سوریان، یادداشت‌هایی از بهرام افشارزاده و مصطفی هاشمی‌طبا،... و ده‌ها مطلب جالب و خواندنی دیگر را بخوانید.  بخشي از مطالب اين شماره را كه به نظرمان جذاب‌تر بود در اين وبلاگ مي‌گذاريم. نشریه مشق آفتاب را می‌توانید از روزنامه‌فروشی‌های سراسر کشور تهیه کنید.


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

المپیک نو، امیدهای تازه

نوزدهمين دوره بازیهای المپیک نوین چند روز دیگردرپکن پایتخت کشورچین آغازخواهد شد و ورزشکاران بیش ازیکصد کشورجهان به مدت دوهفته درمکانی رویائی به نام " olampic village " یا همان "دهکده المپیک" خودمان به دورهم جمع شده ودرتلاشی خستگی ناپذیر، دوستداشتنی ترین مبارزه های انسانی را يك بارديگرپس از4 سال به نمایش خواهند گذارد. کشورما نیزدرتدارک شرکت پرقدرت دراین بازی ها ست وتیم های ورزشی ایرانی یکی پس ازدیگری درحال اعزام به چین هستند. این نوع اعزام گروه گروه تیم ها و ورزشکاران به المپیک ،انسان را وبه خصوص آنهایی که درحال وهوای دوران جنگ بوده اند را به یاد اعزام نیروبه مناطق جنگی به منظوردفاع ازکیان کشورشان می اندازد واگرنیک بنگریم المپیک ومیادین مختلف ورزشی وهنری دردنیای امروزبرای اثبات شایستگی های یک کشورچیزی کمتر از میدان رزم نیست وکسب هرافتحاروبر افراشته شدن هربارپرچم یک کشورویانواخته شدن سرود آن درحالی که همه رسانه های دنیا درحال نمایش آن هستند،اتفاق غرورآفرین وارزشمندیست که خواسته وناخواسته دوست ودوشمن مجبوربه تحسین واحترام به آن هستند...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

خارج از دايره ترديد

مينا اكبري: بدون ترديد، « ترديد» براي سينماي امروز ايران پروژه مهمي است. اهميت اين پروژه نه در نگاهي محتوايي بلكه در نگاهي كاملا صنعتي معني ‌مي‌شود. در سال 1369 نهمين جشنوراه فيلم فجر اولين فيلم واروژ كريم مسيحي را به نمايش در آورد. فيلم به شكل حيرت انگيزي كامل و در خور ستايش بود. كريم مسيحي به روش مرحوم ساموئل خاچيكيان در يك فضا ديگر نوعي از سينما مغفول مانده جنائي- ايراني را زنده كرده بود. فيلم به شدت مورد توجه گرفت. غناي فني و تكنيكي فيلم دهان همه را بسته بود. فيلم در همان جشنوارره ركورد زد. يازده جايزه گرفت. ركوردي كه تاكنون دست نخورده است. در اكران اما فيلم به دلايلي كاملا جامعه‌شناسانه شكست خورد. مخاطب ايراني حال و حوصله همراهي با يك توطئه خانوادگي دقيقِ كاملا نمايشي را نداشت.  در نتيجه فيلم با سر زمين خورد. احياي سينماي جنائي ايران در سالهاي پاياني دهه شصت اگرچه توسط مردم جدي گرفته نشد اما توسط منتقدان به گرمي پذيرفته شد. براي اولين بار مجله فيلم يك شماره كامل خود را به اين فيلم اختصاص داد. اتفاقي كه تاكنون براي هيچ فيلم ايراني ديگري تكرار نشده است. مهمترين نكته و وجه فيلم غناي تكنيكي آن بود. فيلم‌نامه‌اي سرشار ازجزئيات، روايتي تودرتو، احاطه مولف در اجراي بندبند توطئه در دل فيلم نامه، پرده آخر را به يكي از معدود فيلم‌هاي ايراني تبديل كرده كه در فيلم نامه آن همه چيز مانند تار و پود يك بافته دقيق در كنار هم قرار گرفته‌اند. اجراي اين فيلمنامه سراسر نكته به شكل اعلايي همچنان در سينماي ايران يكه به نظر مي‌رسد. لباس‌ها و مكان‌ها، گريم‌ها و اشيا، بازي‌ها و فيلمبرداري و همه جزئيات تا حد ممكن صيقل خورده و ناب هستند. همه دست اندركاران اين پروژه بهترين كار كارنامه خود را در اين كار عرضه كرده‌اند. همه در اوج و همه در نهايت درك و شعور حرفه‌اي خود...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

 بزرگ‌ترين اتفاق نمايشی تلويزيون در اين سال‌ها

 

شهزاد رحمتي: «فرار از زندان» در كنار سريال‌هايی مثل «گم‌شده»، «24»، «خانواده‌ی سوپرانو» و... از موفق‌ترين و محبوب‌ترين سريال‌های سال‌های اخير و قطعاً يكی از بهترين‌ها بوده است. نمايش اين سريال در تلويزيون ايران قطعاً اتفاق بزرگی است و از همين حالا می‌توان با اطمينان پيش‌بينی كرد كه طرفداران پروپاقرص پرشماری پيدا خواهد كرد چون بدون اغراق از همه‌ سريال‌های خارجی كه در اين سال‌ها از تلويزيون پخش شده يك سر و گردن جذاب‌تر، خوش‌ساخت‌تر و تماشايی‌تر است. اگر مثل من از طرفداران زيرگونه‌ «فرار از زندان» باشيد كه ديگر قطعاً ضيافتی بی‌نظير برای شما خواهد بود چون بی‌اغراق «فرار از زندان» در عرصه‌ اين زيرگونه، حرف اول را می‌زند. همان ايده‌ اوليه و نبوغ‌آميز سريال، خود گويای خيلی چيزهاست (نترسيد، چيزی را لو نمی‌دهم و همه‌ اين‌هايی كه نوشته‌ام در همان قسمت اول سريال مشخص می‌شود): مرد جوان خوش‌تيپ و بسيار موفقی به نام مايكل اسكوفيلد كه مهندسی معتبر است دست به دزدی از بانك می‌زند و اين كار را جوری هم انجام می‌دهد كه حتماً گير بيفتد! چرا؟ چون قصد دارد با اين كار به سراغ برادرش لينك كه به ناحق و در نتيجه‌ توطئه‌ای كه برخی ‌از بانفوذترين سياستمداران كشور (در واقع يكی از مضمون‌های اصلی سريال، فساد و خودكامگی مقام‌هايی است كه به‌راحتی در راه مصالح خودشان، زندگی آدم‌های بی‌گناه را با بی‌رحمی تمام به بازی می‌گيرند) پشت آن هستند، زندانی و محكوم به اعدام شده برود و او را پيش از اجرای حكم، از زندان فراری دهد؛ آن هم از زندانی‌ كه فرار از آن غيرممكن به نظر می‌رسد...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

 در وين همسايه بتهوون بودم

 فاطمه زارعی: رهبر سابق اكسترسمفونيك تهران و فرزند خلف پيربازيگري «جمشيد مشايخي» 28 سال از عمر خود را در مهد موسيقي اروپا گذرانده است. وين، هنوز برايش زنده است و با تعريف كردن از آن روزها چنان تو را بر سر شوق مي‌آورد كه دلت مي‌خواهد همين فردا با يك بليط هواپيما عازم اتريش شوي. با اين كه در حال حاضر از رهبري تنها اكسترسمفونيك تهران كناره‌گيري کرده است اما مشغول سروسامان دادن به يك اركستر ديگر به نام «وين – تهران» است تا يك ماه ديگر اين اركستر را جلوي دوربين‌هاي «فرانك شفر» فيلمساز هلندي و يار هميشگي‌اش در موسيقي و تصوير ببرد. او شيفته اين است كه از نبوغ جوان‌هاي ايراني مقيم اتريش كه هنرمندي واقعي در عرصه موسيقي شده‌اند، حمايت شود. «نادر مشايخي» نخواست كه هنرش در پله‌هاي اپراهاي وين خلاصه شود، بنابراين بعد از 28 سال به ايران بازگشت تا بتواند موسيقي ايراني را با موسيقي اتريش پيوند دهد. آرزويش اين است كه مردم كشورش موسيقي را درك و با همه وجود حس كنند، اگر بشود...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

كمتر از دو ميليون نفر گردشگر و 350 هزار دلار درآمد

مرجان حاجي رحيمي: سازمان جهاني گردشگري (World Tourism Organization) كه به اختصار به آن   (WTO) مي‌گويند پيش‌بيني كرده كه درآمد جهان درسال 2008 از صنعت گردشگري هشت تريليون دلار خواهد بود كه اين رقم تا 10 سال آينده به 15 تريليون دلار مي‌رسد.

(WTO) همچنين اعلام كرده است كه رشد قابل توجه سفر گردشگران خارجي به خاورميانه و ديدار از جاذبه‌هاي گردشگري اين منطقه موجب شده كه اين منطقه به عنوان چهارمين منطقه گردشگري جهان معرفي شود. با وجود اينكه ايران از نظر جاذبه‌هاي گردشگري تاريخي در رتبه هشتم جهان و از نظر جاذبه‌هاي طبيعي بين پنج كشور برتر قرار دارد اما سهم آن از اين درآمد كلان در سال گذشته فقط 350 هزار دلار بوده است. همين طور سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تعداد گردشگران خارجي را حدود دو ميليون نفر در سال گذشته اعلام كرده اما آماري كه از آژانس‌هاي مسافرتي به دست آمده كمتر از نيم اين رقم بوده است، رقمي كه بايد تا 17 سال ديگر به 20 ميليون نفر برسد. در اينجا بد نيست درآمد ساير كشورهايي كه از نظر صنعت گردشگري رشد قابل توجهي داشته‌اند را ارزيابي كنيم...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

هما حسيني وارث كاوه آهنگر

حمیدرضا افتخاری: ديرين زماني گوشه‌اي از اين پهنه سربلند يك ايراني بر ظلم پادشاهي ظالم خروشيد و پايه‌هاي حكومت جور را لرزاند. كاوه آهنگر، درفش خويش از تن بركند و بر نیزه كرد تا پيشاپيش ظلم‌ستيزان حركت كند و اينگونه درفش كاوياني اولين پرچم ايران زمین شد. تاريخ گواهي مي‌دهد از آن پس پرچم براي هر سرزميني نقشی مقدس بازي كرد. سپاهيان هر خاك و بومي در جنگ عليه بيگانگان تلاش مي‌كردند پرچم سرزمين خويش هرگز بر زمين نیافتد. از اين رو پرچم‌داران سپاه از ميان بزرگان انتخاب مي‌شوند. اينك پس از سال‌هاي سال، بعد از فروشكستن گرد و غبار تاريخ هنوز پرچمداري يك ارزش است. كاروان ورزشي ايران در المپيك شركت مي‌كند. درست مثل 12 دوره گذشته در المپيك رسم بر اين است كه پيشاپيش كاروان ورزش هر كشور ورزشكاري با پرچم آن كشور حركت كند، حتي اگر كشوري يك نماينده هم داشته باشد آن يك نفر پرچم‌دار خواهد بود. اين يك رسم قديمي است اگرچه در این دوره بازي‌ها هم دیده می‌شود. روز 18 مرداد ماه كاروان ورزشي ايران در ورزشگاه اصلي المپيك پكن كه به «لانه پرنده» معروف است بايد پس از كاروان ورزشي كشور ايرلند وارد معركه شود و پيشاپيش گروه ايراني يك بانوی 19 ساله حركت مي‌كند. هما حسيني قايقران زن ايراني كه براي نخستين بار قایقرانی ايران را صاحب سهميه‌اي در المپيك كرد پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران را در دست مي‌گيرد و با صلابت گام برمي‌دارد...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

من رشيد شريفي هستم، نه حسين رضازاده

محمد رضايي: تا همين چند ماه پيش رشيد شريفي حتي تصورش را هم نمي‌كرد بتواند به المپيك پكن برود. در وزن او نابغه‌اي مثل حسين رضازاده حضور داشت كه شريفي حتي امكان اين را نداشت با توجه به موقعيت قوي‌ترين مرد جهان، با او رقابت كند. باگذشت مدتي اما، ورق به طور شگفت‌آوري برگشت و رشيد شريفي اين جوان 23 ساله با كناره‌گيري حسين رضازاده از حضور در رقابت‌هاي پكن، شانس حضور در المپيك را پيدا كرد. او اين روزها فقط و فقط مشغول تمرين است. بايد هم به طور ويژه‌اي در مورد شرايطش به او حق داد. اگر شريفي از مد‌ت‌ها قبل مي‌دانست، نماينده 105+ كيلو ايران در رقابت‌هاي المپيك است، قطعاً در پكن هم حرف‌هاي زيادي براي گفتن داشت. بهتر است در اين مقطع شرايط جواني مثل او را درك كنيم. بسياري از كارشناسان معتقدند، شريفي يك وزنه‌بردار خوش‌تكنيك است. پس شايد بهتر باشد به خوبي روي او كار شود تا حداقل براي المپيك لندن، يك مدعي كسب مدال طلا در جذاب‌ترين وزن اين رشته داشته باشیم. اين گفت و گوي كوتاه در زمان اوج تمرينات رشيد شريفي، با اين ورزشكار گرفته شده است. رشيد كم حرف است و دنبال جنجال هم نيست...


نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

جمال چهره تو حجت موجه ماست

 سيدعلي ميرفتاح: رفيع‌الدين اسحاقل ابن محمد همداني، از ابن هشام نقل مي‌كند كه رسول‌الله «نه درازي باريك بود و نه كوتاهي خرد. بل كه ميانه اين هر دو بود: راست اندام تمام پشت. رويي داشت نه گرد و برآمده چون روي فربهان و نه خشك و نزار، چون رويي نحيفان، بل كه روي گرد به قاعده بود: سپيد و روشن و لطيف.» ابن‌هشام (218 ه.ق) سيرت رسول‌الله (ص) را از سه نسل پيش از آن روايت مي‌كند. با وسواس و دقت تمام، راويان ثقه‌اي را دنبال مي‌كند كه ديده‌ها و شنيده‌هايشان درباره ظاهر پيامبر اسلام مورد ترديد قرار نگرفته است. در واقع در اين موضوع به سراغ مرداني رفته كه در مواجهه با پيامبر اسلام هيچ غرض و مرض و بعضي نداشته و گفته‌هايشان مورد تاييد غالب گزارش‌هاي مستند بوده است. البته در رويارويي با مردان بزرگ و انسان‌هاي كامل نمي‌توان به چشم سراعتماد كرد و حكم بر ظاهر نمود، چرا كه اولاً به تعبير شاعرانه «هر لحظه به رنگي بت عيار درآيد» و عظمت جمال و جلال آنها در ديده محدود بشر نمي‌گنجد و باز به قول شاعر بزرگان در آيينه كوچك نمي‌نمايند، و ثانياً صفت آيينگي انسان كامل موجب مي‌شود كه هركسي در آب ببيند نقش خويش.»...

 


نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» به قلم مدیر مسئول
» گفت‌وگو با محدباقر قالیباف درباره انتخابات و آینده تهران
» گفت و گو با کارگردان و بازیگری که از مصاحبه گریزان است
» علي دايي در سالگرد سرمربي‌گري تيم‌ملي
» اصلاح‌طلبان و انتخابات 88 در گفت‌وگو با سیدمصطفی تاج‌زاده
» انتخابات 88 در گفتگو با دبير كل حزب موتلفه اسلامي
» در گفت و گو با حامد بهداد
» سفرنامه مهناز افشار به آفریقای جنوبی
» زير و بم سفر از زبان محمدعلي اينانلو
»
» به قلم مدیر مسئول
» انتخابات 88 و بداخلاقی های انتخاباتی در گفت و گو با امیر محبیان
» 12 اتفاق مهم در 12 روز جشنواره
» هرج و مرج خودش را دوباره به آنتن رساند
» گفت و گو با مجید انتظامی درباره اولین اجرای سمفونی انقلاب
» شقایق فراهانی از سفرش به استرالیا می‌گوید
» به راه و رسم های این گونه تن نده
» گفتگو با احسان قائم‌مقامي
» گفت و گو با النا تتارینکو راكت به دست همه فن حريف اكرايني در تيم دانشگاه آزاد
»
» به قلم مدیر مسئول
» دهه چهارم انقلاب در گفت­وگو با دکتر علیرضا بهشتی
» داوران جشنواره فیلم فجر چگونه انتخاب می شوند
» روایت امیر شهاب رضویان از داوری در جشنواره فیلم فجر
» حاشیه‌نویسی بر جلسات اخیر دولت و شهرداری پایتخت
» DVD فقط 1000 تومان
» کپی رایت در مطبوعات
» نگاهي به اسكار گردشگري 2008
» گفت و گو با کتایون خسرویار فوتبالیست ایرانی الاصل آمریکایی

mashghe2008

شورای نویسندگان

mashghe2008

http://mashghe2008.blogfa.com

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog