تبليغاتX
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب
گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری
درباره وبلاگ
مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
آرشيو مطالب
امكانات

یک گام تا رای اعتماد  مجدد کابینه

مهتاب حسینی: تشکیل جلسه مجلس برای بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی رییس جمهور در وزارتخانه‌های مختلف، دیگر به کار ثابت چند ماه یک‌بار نمایندگان مجلس تبدیل شده و با هر برکناری یا استعفایی که در هیات دولت صورت می‌گیرد، قبل از این‌که افکار عمومی به دنبال دلایل این امر بوده و از کارشناسان و رییس جمهوری بخواهند به ثبات بیشتر در صحنه مدیریت کشور بیاندیشد، به دنبال افراد جایگزین می‌گردند. با این حال رییس‌جمهوری با تغییرات گسترده‌ای که تاکنون در هیات دولت خود انجام داده است، تنها یک گام تا اصل 136 قانون اساسی در پیش دارد و اگر یک وزیر دیگر عزل شده و یا استعفا دهد، کل کابینه باید دوباره در مجلس حاضر شده و از مجلس رای اعتماد مجدد بگیرند. در هر صورت همچنان که هر روز ابعاد تازه‌ای از طرح تحول اقتصادی توسط دولت و شخص رییس جمهوری به مردم و کارشناسان ارائه شده و تاکید می‌شود که این طرح از ابتدای مهر ماه سال جاری اجرایی می‌شود، نگاه‌ها به سمت رییس‌جمهوری و مجلس برای معرفی وزیر اقتصادی که قرار است اجرا کننده این انقلاب اقتصادی در کشور باشد، جلب می‌شد...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

محاکمه در خیابان

بهرام رادان: ممنوعيت حضور ورزشكاران و هنرمندان در آگهي‌هاي بازرگاني و تجاري مسئله چندان غريب و پرسروصدايي نبود، اگرچه تيتر يك شدن و افشاي آن به صورت رسمي بعيد به نظر مي‌رسيد. اما اين ممنوعيت در دوسال گذشته بارها و بارها شفاهاً اعلام شده بود و اغلب شركت‌هاي تبليغاتي توسط وزارت محترم ارشاد با اهرم‌هاي مختلف از اين کار منع شده بودند. نفس تبليغات در جهان مدرن امروز، معرفي كالا به مشتري است. اين كالاها (كه قطعاً تمامي مجوزهاي قانوني را کسب كرده‌اند براي اينكه به دست مصرف كننده برسند) نيازمند تبليغاتي هدفمندهستند. شركت‌‌هاي تجاري و صاحبان صنايع براي افزايش توليد و بالطبع چرخاندن چرخ‌هاي اقتصادي كشور بايد بتوانند كالا و محصول خود را به دست مصرف كننده برسانند و به همین دلیل بحث تبليغات و يافتن راه‌هاي بهتر براي جلب مشتريان بيشتر هميشه مورد توجه صاحبان صنايع و شركت‌هاي تجاري بوده است. استفاده درست و بجا از چهره‌هاي مشهور سينما، ورزش و موسيقي،‌ سنتي كهن در جهان مدرن امرور است و از ساليان نه چندان دور حضور هنرپيشگان، خوانندگان، ورزشكاران و حتي مربيان و كارگردان‌هاي مشهور در تبليغات امري مرسوم در سراسر جهان بوده است. اين پديده پس از انقلاب با اراده پيشكسوت عزيزمان آقاي مشايخي به مرحله اجرا رسيد و پس از ايشان تعداد زيادي از دوستان هنرمند و ورزشكار هم به آن روي آوردند...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

خط سرخ رفاقت

جواد طوسی: جامعه‌اي كه هنوز بعد از ۳۰ سال در كانون التهاب قرار دارد، بستر مناسبي براي فيلمساز معترض و اجتماعي‌نگري چون مسعود كيميايي است. او در تداوم حضور پراُفت و خيزَش در طول اين دوران، به اين واقع‌بيني رسيده كه از آن كابوس‌هاي ذهني كه در(حكم) و (رئيس) شاهدش بوديم فاصله بگيرد و به همان رئاليسم اجتماعي آشنايش رجعت كند. گويي چنگ زدن به اين رئاليسم عريان جامعه شهري، ميزانسن واقعي دوران پرتناقض كنوني است و هنرمند مسئول و دل‌نگران، گريزي از اين مواجهه بي‌واسطه ندارد. كيميايي در فیلمنامه «شريك» دوباره با(سينماي خياباني)محشور شده و دوربين‌اش را متوجه جنوب شهر تهران كرده است. بايد ديد پرسه زدن او در محيطي كه خوب آن‌جا را مي‌شناسد در اين دوران جدا افتاده و هويت باخته، چه بازتاب كنايه‌آميزي دارد؟ آيا او به اين شهر خاكستري و آدم‌هايش با همان شیفتگي كلاسيك خيره شده يا تغييري در زاويه ديدش ايجاد شده است؟...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |
با اصل منوریل مخالف نیستیم

ایلیا ادهم: مصاحبه با محمدباقر قاليباف، شهردار تهران آنچنان جذاب و البته سخت است كه مي‌ارزد از ساعت ۸ تا ۱۲ شب منتظر بماني تا شايد در آخرين دقايق حضورش در يك محفل خودماني، حتي شده در كنار و درون ماشين شخصي‌اش - كه تمام اعضاي خانواده در آن نشسته‌اند - سوالاتت را پاسخ دهد. قاليبافي كه به دليل مشغله‌هاي فراوان كاري سوار بر موتور و كلاه ايمني بر سر خيابان‌هاي پايتخت را در مي‌نورد و آنچنان درگير مديريت پايتخت است كه مي‌توان به جرات گفت روزي ۲۰ ساعت كار مي‌كند. تحولات عمده‌اي در دوران مديريت او در تمام حوزه‌هاي شهري از زيباسازي و چهره و سيماي شهر گرفته تا موضوع حمل و نقل و پروژه‌هاي عمراني،‌ همگي آنچنان جذاب و دهان پركن است كه مي‌توان ساعت‌ها با وي مصاحبه كرد اما همان مشغله‌هاي كاري از شهردار تهران فردي ساخته كه عملا ً‌با وجود تمام حاشيه‌هايي كه در اطراف خود مي‌بيند به كمتر رسانه‌اي اجازه مصاحبه اختصاصي مي‌دهد. برنامه‌هاي خبري قاليباف آنچنان توجه رسانه‌ها را جلب مي‌كند كه هر خبرنگار تنها اجازه پرسيدن يك سوال را دارد و در اين بین بسياري از خبرنگاران حتي مجوز پرسيدن يك سوال را هم پيدا نمي‌كنند...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

شب نشینی در سن میشل

 

نازنین متین نیا: سال ۱۹۴۸ میلادی، جنگ جهانی دوم تازه تمام شده، مردم پاریس همچنان درگیر تبعات بعد از جنگ هستند. هنوز کوپن ارزاق وجود دارد و گروه‌های سیاسی همچنان به دنبال پیدا کردن نیرو هستند. داود رشیدی و خانواده‌اش در این شرایط وارد این شهر می‌شوند. رشیدی پانزده ساله تازه تصدیق کلاس ششم را گرفته و از شهر کوچک و جنگ زده‌ای مثل تهران پا به دنیای مدرن و تازه پاریس می‌گذارد. «هفته‌های اول همه چیز عجیب بود، من تا آن روز شهرهایی مثل ازمیر و تهران را دیده بودم. یادم می‌آید، همان هفته اول یک روز بدون اینکه به خانواده حرفی بزنم از خانه بیرون آمدم تا به محله‌ای بروم که قبلا با پدرم از آن جا رد شده بودیم. مردم در این محله جشن می‌گرفتند و آن جا چرخ و فلک و سرسره‌هایی برای بازی بچه‌ها داشت. من هیچ خیابانی را بلد نبودم، پول هم نداشتم. برای خودم سوار مترو شدم و ساعت‌ها در این خیابان ایستادم و فقط به همه چیز نگاه کردم. وقتی رسیدم خانه همه نگران شده بودند و البته کتک مفصلی هم از پدرم خوردم.»...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

افسردگي بيماري خردورزان

علي علائي:«حس پنهان» ساخته مصطفي رزاق كريمي زندگي روانپزشكي به نام سيمين را به تصوير مي‌كشد كه زندگي مشترك او با همسرش امير با ورود زني به نام ندا دچار مشكلاتي مي‌شود. صرف نظر از رخدادهاي فيلم، مهتاب كرامتي در نقش سيمين نقش روانپزشكي را بازي مي‌كند كه رفتار او به مقتضيات حرفه‌اش نزديك و برخورد او با مسائل و واكنش‌هايش به آنها در جايگاه يك روانپزشك كم و بيش پذيرفتني است. اين در حالي است كه در سينماي ايران سابقه حضور روانپزشك تصويري غيرقابل دفاع را به ذهن متبادر مي‌سازد و اين ريشه در تعريف غلط و واژگونه جامعه ايراني از روانپزشك داشته است. وقتي بيمار روحي رواني «ديوانه» قلمداد مي‌شود، بيمارستان رواني «ديوانه خانه» يا «دارالمجانين» و درمانگر بيماران «دكتر ديوانه‌ها» ناميده مي‌شود، ما به ازاي تصويري آن در سينماي فاقد عنصر پژوهش و تحقيق به تصويري مخدوش و هجوآلود مي‌انجامد. اين تصوير در سينماي پيش از انقلاب نمونه‌هايي چون «صمد و فولاد زره ديو» (با بازي فرخ غفاري)، «صمد و سامي ليلا و ليلي» (با بازي سيروس ابراهيم زاده) و «قربون هرچي خوشگله» (با بازي پرويز فني زاده) را يادآوري مي‌كند كه هرسه در معرفي اين حرفه و شخصيت دچار همان پرداخت مخدوش و فاقد اعتبار هستند. در عين حال سينماي ايران هنوز در تفكيك تخصص‌هايي چون روانپزشك، روانشناس و روانكاو دچارخلط مفاهيم است...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بادها خبر از تغییر فصل می دهند

 حسن محمودی: در چند شماره پيش مجله گزارشي منتشر شد درباره نويسندگاني كه در انتظار مجوز آثارشان هستند. در آن گزارش اشاره به تعدادي از برجسته‌ترين داستان‌نويسان ايراني شده بود كه مدت‌هاست در انتظار چاپ آثارشان هستند. در هفته‌هاي اخير، خبر دريافت مجوز برخي از كتاب‌هاي منتظر مجوز، حوزه ادبيات را چه در زمينه داستان و چه در زمنيه شعر دچار اميدواري كرد. يكي از بحث‌هاي مهم در حوزه فرهنگ نيز سخنان معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دفاع از عملكرد اداره كتاب و به چالش كشيدن موضوع مميزي كتاب، البته در دفاع از آن بود. پرداخت خسارت ناشران و مولفاني كه آثارشان به دليل مميزي، دچار خسران شده‌اند و تلاش براي مديريتي كردن اين بخش از معاونت فرهنگي، بار ديگر حوزه اداره كتاب را به عنوان يكي از حوزه‌هاي چالش برانگيز مطرح نمود...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

از سرزمین شمالی

 

سیدعلی میرفتاح: لوشان را یادم رفت بنویسم که علاوه بر زیتون و سیر، پلی دارد که از آن به پل «خر بگیری» یاد می‌کنند. همیشه خدا سر ِاین پل شلوغ است و سربازها دارند صندوق عقب ماشین‌ها و زیر صندلی اتوبوس‌ها را بازرسی می‌کنند. خلاف‌کارها که برای انجام خلافشان سرزمین شمالی را انتخاب می‌کنند، به لوشان که می‌رسند دچار رنگ پریدگی و عرق سرد و تپش قلب می‌شوند. چشم تیزبین بازرسان مانع سختی است که ابزار و وسایل فسق و فجور از تهران به گیلان برسد، یا از گیلان به تهران. تا دلتان بخواهد می‌توانید سیرترشی و روغن بودار و نمد و صنایع چوبی و برنج و بادمجان رشت و از این قبیل و حتی اجناس ارزان قیمت چینی که از مرز روس وارد گیلان می‌شود، بار ماشین کنید و به تهران ببرید. ایضاَ از تهران هم می‌توانید چای و قند و میوه و زاد سفر همراه خود کنید، اما خدایی نکرده اگر جنس بو‌دار و بی بوی قاچاق و ممنوع به همراه دارید، بدانید که لوشان معبر سختی است که دروازه‌‌بانان سخت گیر بر سر پل آن، کنار همان جا که خاک سرخ را از کوه می‌تراشند و ‌استخراج می‌کنند، گماشته‌اند که مو را از ماست می‌کشند...


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

پارادوکس شیرین                          

آرش محمدی: افشین قطبی و امیر قلعه نویی، دو «مدل» متفاوت از فرهنگ فوتبال ایران هستند. این دو نفر نقطه مشترکی دارند، که با توجه به ویژگی‌های رفتاری دو مربی به آنها تعلق می‌گیرد. امیر قلعه‌نویی و افشین قطبی، هر دو پدیده‌هایی از جریان «حیرت‌آور» دوران جدید فوتبال ایران هستند. جریانی که البته، تداعی‌کننده آن ضرب‌المثل مشهور شهر کورها هم نیست، که بخواهیم بگوییم، قطبی یا قلعه‌نویی با یک چشم در آن پادشاهی می‌کنند.  قطبی و قلعه‌نویی دو پدیده متفاوت از جریانی هستند که در کنار غلام پیروانی، اکبر میثاقیان، مجید جلالی، فیروز کریمی و خیلی‌های دیگر شکل گرفته، و همگی به عنوان پدیده هایی جذاب، در دو جیب چپ و راست کت جادویی فوتبال ایران قرار گرفتند، و چند وقت یک بار هم از این کت بیرون می آیند و یکی از  سوژه های فوتبال این مملکت را رقم می‌زنند. بعضی مواقع هم گویی جریان خودش آنها را مانند عروسک های خیمه شب بازی کنترل می‌کند و به شکلی رندوم‌وار - چرخشی - آنها را وارد بازی فوتبال ایران می‌کند... 


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

قراردادهاي شبانه

بهرنگ داوودي: اروپا، يعني چينش واژه‌هاي هم رديف با تمدن و نظم و هارموني در ذهن. در مرزهاي قاره سبز، تفاوت حرف اول را مي‌زند. از پيشرفته‌ترين نكات علمي و فني گرفته تا ... نقل‌و‌انتقالات بازيكنان فوتبال و حضور پررنگ اما دقيق و فني مدير برنامه‌ها و واسطه‌ها. خداداد عزيزي چندي پيش؛ نقل قول قابل تاملي داشت: «از ترس فعاليت دلال‌ها در بازار نقل و انتقالات و غر زدن ناگهاني آنها، نيمه شب با بازيكنان موردنظر قرارداد مي‌بستيم!» اينجا اما دنياي ديگري است...


نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

 مشق آفتاب روی کیوسک

در این شماره می توانید یادداشت‌های رضا کیانیان از طرفداران سینما٬ گزارشی از ضبط تله تئاتر خرده جنایت‌های زن و شوهری٬ گفت و گو با عماد افروغ درباره گسست نسل ها٬ تحلیلی بر پدیده کافه‌نشینی٬ بررسی آثار نویسندگان افغان٬ گزارش درگیری در جلسه شورای عالی تهیه کنندگان سینمای ایران٬ مطالبی در خصوص بازیگران ایرانی و هالیوودی که راه خوانندگی را در پیش گرفتند٬ گفت و گو با سفیر لبنان درباره جاذبه‌های گردشگری کشورش٬ سلسله گزارش‌هایی درباره تورهای ویژه المپیک، یادداشت‌های یک طرفدار آرژانتین از یورو 2008، مطلبی درباره پخش تلویزیونی بازی‌های جام ملت های اروپا، ... و ده ها مطلب جالب دیگر را بخوانید.  بخشي از مطالب اين شماره را كه به نظرمان جذاب‌تر بود در اين وبلاگ مي‌گذاريم.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

 

 تبلیغ تورهای خارجی در نمایشگاه داخلی

  

هفته گذشته جشنواره ای به نام تعطیلات درمحل کانون پرورش فکری کودک ونوجوان برگزارشد.آنچه درنگاه اول با مشاهده دعوت نامه وهمچنین تابلوهای تبلیغاتی این نمایشگاه درخیابانهای اطراف محل برگزاری به ذهن متبادر می شود، تلاش متولیان برگزاری این همایش به منظورشناساندن بهتروبیشترجاذبه های گردشگری کشوردرروزهای ابتدائی شروع تعطیلات تابستانی برای عموم مردم بود.

این مطلب را به صورت کامل می توانید در این جا بخوانید


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

این مردم نازنین

 روز خارجی داخلی تهران

در زمان فیلمبرداری «چتری برای دو نفر»یک روز در لابی هتل لاله کار می کردیم.فقط چند پلان ساده بود.قرار بود تا ظهر کارمان تمام شود.به همین دلیل من ساعت 4عصر قرار گذاشته بودم.اما کارمان طول کشید... و تمام نمی‌شد.من عجله داشتم و گروه تولید برای دلگرمی من یک تاکسی گرفته بودند.جلوی هتل منتظر بود تا کار من  تمام  شود و مرا برساند. بالاخره  ساعت  5/3 کار مرا تمام کردند.با عجله گریمم را پاک کردم.لباس خودم را پوشیدم ودویدم سمت تاکسی.یکی از بچه های تدارکات هم لطف کرد و دوید و درب تاکسی را برایم باز کرد.خداحافظی کردم. به تاکسی گفتم راه بیفت. در ضمن حرکت آدرس را هم دادم.او می رفت و گاهی زیرچشمی به من نگاه می کرد. فکر کردم مرا شناخته است و می خواهد سر صحبت را باز کند.تا بالاخره نزدیکی‌های میدان ولی عصر گفت: مگه شما کی هستی؟

گفتم: چطور؟

...

 


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

ثابت كردن چيزهاي ساده خيلي سخته

 

مينا اكبري: اول بايد از خودم شروع كنم. اينجا جلوي در حراست جام جم ايستاده‌ام كه چكار كنم. مي‌گويند آفيش نشده‌ام. هماهنگ نشده و چندتا نشده ديگر. به نيكي كريمي زنگ مي‌زنم. اما اين جا آنتن‌ موبايل‌ها قطع است. خوب بايد برگردم. اين را خودم به خودم مي‌گويم. اما يك نفر از پشت تلفن چيزي مي‌گويد كه انگار همان غولي است كه حراست اسمش را گذاشته هماهنگي. خوب از الو شروع مي‌كنم.

- با خانم نيكي كريمي قرار دارم.

- شما؟

-مينا اكبري.

-هنوز نيامده‌اند.

-مگه ميشه، ايشون ساعت 2 آفيش بوده، الان 4 است.

- اطلاع ندارم. اما اطلاع دادند كه شما آفيشتون درست شده. لطفا كارت شناسايي معتبر.

- بفرمائيد.

- در برگشت لطفا  از نيكي كريمي و محمد رضا فروتن امضا بگيريد.

-بله؟!!!

- از آنها امضا نمي‌خواهي بگيري؟

- بايد بگيرم؟

-بله خانم محترم! روي اين برگه را، بايد كسي كه شما را آفيش كرده امضا كنه.

- پس بالاخره بايد امضا گرفت؟

- بفرمائيد استوديوي يازده.

- همه هستند؟

- خانم حجاب.

- چشم.

از در تلويزيون وارد مي‌شوم. كاري كه اين روزها خيلي‌ها آن را انجام مي‌دهند و چه كار سختي است ورود به تلويزيون. بعدا در اين باره بيشتر خواهم نوشت...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

ببر خیزان، اژدهای پنهان                                                                                    

علی اناری: هفته گذشته با توجه به فرا رسیدن موعد تشکیل مجمع‌عمومی خانه‌سینما جهت انتخاب هیات مدیره جدید، اعضای شورای‌عالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران با تشکیل جلسه‌ای در محل خانه سینما آخرین حرکت خود را برای انتخاب نماینده صنف جهت معرفی به مجمع انجام دادند. شروع این جلسه مانند تمامی جلسات اینچنینی کاملا منطبق با ژانرکمدی‌رمانتیک با بگو و بخند همکاران و رقبای صنفی همراه بود اما پایان اکشنی که برای آن رقم خورد را فقط می‌توان تخطی از ژانر دانست...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بازيگران موسيقي

امیر بهاری: خوانند­گي و به خصوص خوانندگي در دنياي موسيقي  پاپ از آن قبيل كارهاي هنري است كه هر كسي را وسوسه مي­كند، حتي اگر آن شخص يك بازيگر معروف يا فوتباليستي موفق باشد. به طور كلي وقتي يك نفر به شهرت مي­رسد كار خود را تا حدودي براي ورود به عرصه موسيقي پاپ آسان مي­كند چون بخشي از فروش آلبوم با حضور يك چهره محبوب و مشهور  تضمين مي­شود. در ايران هم بودند چهره­هايي كه از  سينما به سمت خوانندگي روي آوردند. در ميان چهره‌هايي كه پس از انقلاب از سينما و تلویزيون به موسيقی روي آوردند، «رسول نجفيان» از موفق­ترين­ها بود و آلبوم «بي بي جان» او فروش خيلي خوبي داشت و در غالب موسيقايي خود اثر موفقي بود. البته رسول نجفيان هيچگاه يك ستاره سينمايي به مفهوم عام آن نبود ولي بازيگر شناخته شده­اي بود...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

غروب شد، بیا

 گیتی آزاد: این کافه‌‌هایی که امروز در خیابان‌های دور و نزدیک شهرها به پاتوق‌هايی برای گردهم آیی جوانان تبدیل شده‌اند در تاریخ این سرزمین ریشه‌ای دور دارند. این روزها می‌توان جوانانی را در کافه‌های کوچک و بزرگ شهر یافت که با یک فنجان قهوه و پاکتی سیگار زمان را می‌گذرانند و گروهی دیگر را که با یک فنجان قهوه و یک کتاب ساعات فراغت‌شان را به گونه‌ای دیگر سپری می‌کنند. همه آنها به نوعی در حال گذران اوقات فراغت‌اند. تصوير كافه‌نشيني و مفهوم روشن‌فكري در ذهن شهرنشينان به هم آميخته و گويا فراموش كرده‌‌اند پدربزرگ‌هايشان را در نخستين كافه‌هاي ايراني، قهوه‌خانه‌هايي كه چاي و قليان و ديزي، پاي ثابت سفارش مشتريان‌شان بود و گاه صداي چاوشي‌خوان شاهنامه در فضاي غبارگرفته آنها مي‌پيچيد...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بلاي جان سفرا: الکل، پروتكل و کلسترول

 

نگار حسيني: اگر «بيروت» را بيشتر با جنگ‌هاي داخلي مي‌شناسيد و اگر روبه‌روي مردي لبناني با قدي نيمه كوتاه و بسيار شوخ و خوش برخورد از اين نوع نگاهتان به لبنان حرفي بزنيد، مطمئن باشيد با اخم و نگاه شماتت‌باري كه نثارتان مي‌كند مجبور مي‌شويد حتي اگر تا به حال لبنان را هم نديده باشيد، سريع تغيير موضع بدهيد و بپذيريد بيروت با تمام ويرانه‌‌ها و روزهاي تلخ‌اش هنوز هم مي تواند عروس خاورميانه باشد. پاي صحبت سفير لبنان در تهران كه بنشينيم چنان جذاب از زيبايي هنوز و هميشه لبنان مي‌گويد كه ترجيح مي‌دهيد چيزي نگوييد و فقط بشنويد...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

از سرزمین شمالی(قسمت اول)

 

سیدعلی میرفتاح: سفر من به صفحات استان گلستان همچنان ادامه داشت، اما با لطفی که دوستان در شماره قبل کردند و در پیشانی مطلب نوشتند «قسمت آخر»، ناچارم باقی گشت و گذارها را درز بگیرم و بروم سراغ سفرنامه‌ای دیگر. فقط من باب این که بدانید چه باقی مانده بود از سفرنامه پارادایز، باید بگویم که اطراف در روستای کفترخوسه و رفتن به آق‌قلا و بندر‌گز و دریاچه‌نمک و کویر‌نوردی و رفاقت با اشتران آن ناحیه که از اتفاق جذاب‌ترین بخش ماجرا بودند را از دست دادید. نه تنها این قصه‌ها را بلکه بخش‌هایی از قسمت قبل که متاسفانه ممیزی مشق آفتاب، نپسندید و قلم حذف بر آن کشید...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بار دراماتيك تعريف نشدني

آرش محمدی: بالا بودن بار دراماتيك بازي‌هاي يورو 2008، خود به خود خيلي از ما را به سمتي مي‌برد كه می‌خواهيم فوتبال را جوري كه در «لحظات» تحت تاثيرش قرار گرفتيم، تعريف كنيم. اما واقعاً مگر مي‌شد فوتبال را تعريف كرد؟ در«رهايي از شائوشنگ» ساخته فرانك دارابونت سكانسي وجود دارد كه اندي(تيم رابينز) اين زنداني فوق متفاوت، وقتي در موقعيتي ويژه با چند صفحه درجه يك موسيقي مواجه مي‌شود، «عروسي فيگارو» موتزارت را روي گرامافون قرار مي‌دهد. او با سوء استفاده از موقعيت‌اش درها را قفل مي‌كند، تمام سيستم‌هاي صوتي زندان را فعال مي‌كند و مانند يك عاشق با لبخندي عجيب كه روي لبانش نقش بسته ، روي صندلي مي‌نشيند. به اين ترتيب يكي از آريا‌هايي جادويي اپراي مشهور موتزارت در تمام زندان پخش مي‌شود. صداهايي كه براي خدمه زندان و زنداني‌هاي دهه 40 آمريكايي كه احتمالاً تا به حال چيزي بيش از آثار «هنك ويليامس» را نشنيده بودند، رویایی به نظر مي‌رسيدند...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

چنين نشان دهند بزرگان

حسین ذوقی: مسابقه بين دو تيم شاختار دونتسك و دينامو كيف را در نظر بگيريد. اين مسابقه تقريباً غير مهيج كه احتمالاً از سطح بالايي هم برخوردار نيست در حال پخش از تلويزيون است. همزمان بازي بين دو تيم هموطن ما، مثلا در نظر بگيريد داماش ايرانيان و استيل آذين در حال انجام است. همين الان در ذهن‌تان سطح كيفي دو بازي را از جهات مختلف در ذهن‌تان مرور كنيد. قطعاً بازي دو تيم وطني با اينكه در ليگ دسته اول هستند بسيار هيجان‌انگيزتر از آن دو تيم فرنگي‌ است. اما برويم سر اصل ماجرا...  


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

جبران شيرين

به حركتي كه علي كريمي ستاره فوتبال ايران در قبال بابك معصومي ستاره فوتسال انجام داد، همه جاي دنيا نمره 20 تعلق مي‌گيرد. موضوع ساده است بابك معصومي در شرايط وخيمي به بيمارستان ايرانمهر منتقل مي‌شود و علي كريمي كه رفاقتي ديرينه با بازيكن سابق تيم ملي فوتسال دارد، با ياري دوست صميمي‌اش هزينه درمان او را به عهده مي گيرد و چقدر تاسف‌آور است كه بعضي‌ها موضوع به اين روشني را هم به باد انتقاد مي‌گيرند و به كريمي انگ تظاهر مي‌چسبانند، تاجايي كه كريمي هم مجبور شود در رسانه‌ها پاسخ آن‌ها را بدهد...


نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

مشق آفتاب روی کیوسک

در این شماره می توانید گفت و گو با رویا نونهالی به مناسبت روز زن٬ ناگفته های محمد هاشمی رفسنجانی از انتخابات نهم ریاست جمهوری٬ بررسی عملکرد دولت نهم در سه سال گذشته٬ گزارشی از شهربازی ها در ایران و جهان٬ روایتی از واقعه انفجار هفتم تیر٬ گزارشی از پشت صحنه فیلم بی پولی٬ مروری بر بازار موسیقی پاپ٬ گفت و گو با فرهاد آئیش درباره تجربه های او از زندگی در ایالات متحده آمریکا٬ سلسله گزارش ها و گفت و گو با کارشناسان درباره تیم ملی فوتبال ایران٬ گزارشی درباره جام حذفی و قهرمانی تیم فوتبال استقلال تهران ... و ده ها مطلب جالب دیگر را بخوانید.  بخشي از مطالب اين شماره را كه به نظرمان جذاب‌تر بود در اين وبلاگ مي‌گذاريم. 


نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

جلسه مشترک مجلس و دولت

طرح مباحث ملی

یا رفع مشکلات منطقه‌ای

 

سلام

1. براساس اعلام هیات رئیسه مجلس، این هفته قراراست اولین جلسه مشترک مجلس هشتم و دولت برگزار شود.درنگاه اول، برگزاری چنین نشست‌های صمیمانه‌ای به طور قطع اتفاق بسیارخوشایندی است که همه آن راتائید و توسعه آن را توصیه می‌کنند.

اما آنچه می‌توانم درخصوص این نشست‌ها و دستاوردهای آن از منظر یک نماینده ادواری مجلس(نماینده دوره قبل)بدان اشاره کنم، نگاهی اجمالی به کیفیت و رویکرد غالب این نشست‌ها است.

تجربه نشان داده این گردهمایی‌ها و جلسات بیش از اینکه بار عمومی و ملی قابل اعتنایی داشته باشد، ثمرات منطقه‌ای و بخشی را به همراه داشته است!

این جلسات که عموما با برگزاری چند سخنرانی کلی و در بسیاری مواقع تکراری به پایان می‌رسد، بیش از اینکه محملی باشد برای طرح و تبادل‌نظر درخصوص مسائل اصلی و بنیادین کشور، به محفلی برای دیدارنمایندگان و وزراء ومدیران ارشد بخش‌های گوناگون اجرایی تبدیل شده و نمایندگان از فرصت پیش آمده به رایزنی جهت رفع مشکلات منطقه و حوزه انتخابیه‌شان از طریق وزارء حاضر در جلسه می‌پردازند.

لذا پیشنهاد می‌کنم کمیته‌ای برای پیگیری و سنجش میزان محقق شدن مباحث پیشنهادی که درجلسه عنوان می‌گردد انتخاب و موارد و نتایج به دست آمده از تصمیمات این جلسات را پس ازمدت زمانی مشخص به اطلاع نمایندگان و هیات دولت برسانند تا از این طریق بهتر بتوان درمورد فواید این نشست‌ها صحبت کرد و با ملاحظه نتایج و رفع موانع و اشکالات کار بر غنای جلسات افزود.

2. موضوع توقف اختصاص سهمیه بنزین به خودروهای وارداتی که دارای حجم موتور بیش از1300 سی‌سی وخودروهای ساخت(مونتاژ) داخل که حجم موتور آن‌ها بالاتر از 2000 سی‌سی است، بازتاب‌های گوناگونی درسطح جامعه داشته است.

آنچه وجه قالب این ارزیابی‌ها است گله‌مندی دارندگان خودروهای فوق‌الذکر از حذف سهمیه بنزین‌شان است. آنها معتقد‌ هستند مانند هر ایرانی حق بهره‌مندی از بنزین تولید داخل را دارند و به همین دلیل باید به همان میزانی که خودروهای شخصی با قدرت موتور پائین‌تر سهمیه بنزین دریافت می‌کنند این نوع خودروها هم سهمیه داشته و در صورت نیاز به بنزین بیشتر، بالاجبار از بنزین با قیمت آزاد استفاده نمایند.

حرف منطقی و درستی است. به هرحال وقتی که قرار است بنزین با قیمت 100 تومانی وجود داشته باشد پس همه باید از این یارانه یا همان سوبسید بهره‌مند شوند.

اما نکته‌ای نیزوجود دارد. این نکته واقعیتی بسیارمهم، استراتژیک و حساس به نام منابع و سرمایه ملی است.

نفت و فرآورده‌های آن از جمله بنزین، جزو ثروت‌های ملی کشورما است. ایران به عنوان کشوری ثروتمند به لحاظ منابع غنی کانی و طبیعی، به علت بهره‌برداری بی‌رویه و متعاقبا مصرف مدیریت نشده که در طول تاریخ از این نعمت خدادادی شده است و پیدایش این سرمایه عظیم نه به عنوان موتور محرکی برای حرکت روان و قدرتمند در جهت توسعه ملی بلکه به عنوان ترمز و زمینه‌ای برای خمودگی، تنبلی و بی‌برنامگی ملی که به دلیل نوع رفتار مدیریتی دولتمردان کشور چه پیش از انقلاب و چه پس ازآن و به خصوص پس از پایان جنگ تحمیلی است.

به هرحال روزی باید اقتصاد ما بار خود را از روی دوش نفت و دیگرمنابع طبیعی و خدادادی برداشته و به اتکاء دانش و توان بالقوه نیروی انسانی جوان و با استعداد خود گام‌های استواری درمسیر توسعه پایدارکشور بردارد. این مهم محقق نمی شود مگر طرح‌ریزی اصولی و سریع به منظورخروج از زیر بار وابستگی به نفت.

مجلس‌هفتم درطول آخرین سال کاری خویش و درعین ناباوری(به علت تجربه تاریخی عدم ورود مجالس به موضوع نفت به صورت جدی و به‌خصوص درسال پایانی فعالیت‌شان به علت تبعات تخریبی آن برای انتخابات دوره بعدی) آغازکننده این اقدام بودند.

زمانی که لایحه بودجه سال 1386 کشور به مجلس آمد،کمترکسی تصور می‌کرد مجلس در خصوص حرکت به سمت حذف یارانه بنزین در قانون بودجه اقدام عملی قابل قبولی را به انجام رساند، اما علیرغم مقاومت‌های دولت، مجلس در طول دوران تصویب بودجه کل کشور با کاهش میزان برداشت ازحساب ارزی برای واردات بنزین، دولت را موظف نمود درخصوص میزان بنزین اضافی مورد نیاز نیز تمهیدات لازم را بیاندیشد و به نوعی عمل کند تا لایحه‌ای مجدد برای برداشت از حساب ارزی برای واردات بنزین به مجلس نیاوردو...

شاید به یاد داشته باشید که پس از تصویب این قانون نیز، ماه‌ها طول کشید تا توانستیم دولت را درخصوص اجراء مصوبه فوق قانع کنیم. هرچند بی انصافی ‌است اگر از مشکلات بسیاری که آقایان پورمحمدی و وزیری هامانه وزراء وقت کشور و نفت و همکاران‌شان در زمینه اجرائی نمودن طرح «کارت سوخت» درپیش رو داشتند به سادگی بگذریم، اما به هرشکل با پیگیری‌های بسیاری که ازسوی مجلس صورت پذیرفت و تاکیدات مقام‌معظم‌رهبری به دولت در انجام مصوبه مجلس، در نهایت کار توزیع کارت سوخت و همچنین سهمیه‌بندی بنزین با مشکلات بسیار آغاز شد.

یادم هست تا قبل ازاجرایی شدن قانون، بسیار بودن کسانی که از عدم تمکین دولت به مصوبه مجلس ابراز تاسف می‌کردند و اجرایی نشدن این مصوبه را به منزله عدم‌تمایل دولت درانجام اموری زیربنایی واستراتژیک می‌دانستند ولی جالب است که می‌بینیم همین افراد درزمان اجرایی شدن قانون فوق، شروع به زیر سوال بردن این اقدام و طرح مسئله به صورت یک اتفاق نامیمون و مخرب که باعث فشارمضائف به اقشارآسیب‌پذیرجامعه بوده است، پرداختند.

هم اکنون نیز این وضعیت ادامه دارد.

می‌دانم که شاید ایرادات متفاوتی به رفتار دولت دربخش‌های مختلف وارد باشد اما عملکرد دولت درمدیریت مسئله بنزین قابل تقدیر بوده است.

دولت به منظورگریز از تبعات تورمی افزایش قیمت بنزین، مصوبه مجلس را در ابتداء از طریق سهمیه‌بندی بنزین و عدم توزیع بنزین آزاد آغازنمود و سپس با عرضه بنزین آزاد در ایام عید گام محتاطانه و معقولی را برداشت که درادامه به عرضه بنزین آزاد با نرخ مصوب انجامید.

درحال‌حاضر نیز حذف بنزین یارانه‌ای خودروهای با حجم موتوربالا که معمولا مختص به طبقه برخوردار یا نیمه‌برخوردار جامعه هستند، اقدام مناسب دیگری‌ است که زمینه را برای برداشتن گام‌های نهایی به سوی عرضه بنزین به قیمت منطقه فراهم می‌سازد.

این برنامه‌ریزی مناسب در یک فضای واقع بینانه با هدف توسعه پایدار ملی قطعا نیازمند حمایت است و امیدوارم شاهد گسترش چنین روحیه‌ای در نزد صاحبان قدرت سیاسی واقتصادی از هر گروه و جریانی باشیم تا از این طریق دولت‌مردان بتوانند بهتر و معقولانه‌تر در مسیر حراست از سرمایه و منافع ملی قدم برداشته وجامعه نیز با سهولت بیشتری با فشارهای غیرقابل کتمان این اقدام برای مدتی کوتاه و تا زمان تثبیت وضعیت موجود کنارآمده و همراهی نماید.

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

 روياي صد سال تنهايي

مينا اكبري، بهناز صادق‌پور: آن‌ها كه جامعه ايراني را جبهه جنگ مرزهاي سخيف جنسيتي مي‌دانند، از آينده هيچ نمي‌دانند. چشمان خود را بسته‌اند و نمي‌بينند كه زن ايراني از مرحله برابري گذشته. سال‌هاست كه زنان، ماشين توسعه را مي‌رانند. آنها دختران و همسران و مادران جامعه‌اي هستند كه با شتاب، تناقض‌هاي تاريخي را در درون خود حل مي‌كنند. ديگر زن و زندگي، واژگان مترادف مردانگي نيست، بلكه توصيف رايجي از جامعه‌اي است كه مي‌خواهد زنده بماند. زمان به دست زنان است. چه از اين جمله احساس خطر كنيم و چه احساس غرور. هنوز زن ايراني محل مناقشه است. بحث انگيز و مجادله ساز. نه براي مردان كه براي جامعه‌اي كه در آن نفس مي‌كشيم.

گفت‌وگو اولين راه رسيدن به جايي است كه راه حل مي‌ناميم‌اش. براي گفت و گو به سراغ يك زن رفتيم كه به اقتضاي شغل و هنرش در بيست سال گذشته، بي‌وقفه، تصويرگر چهره زن ايراني در سينما و تلويزيون است. چه آن‌جا كه از تبعات جنگ، همسر موج ديده‌اي را همراهي مي‌كرد(عروسي خوبان)، چه آن‌جا كه جسد نوزاد تازه به دنيا آمده‌اش را در ماشين فيلم‌ساز بيكاري جا مي‌گذاشت(بوي كافور،عطر‌ياس)، چه آن‌جا كه پشت سلول‌هاي زنداني در حال تغيير، زنانگي‌اش را فراموش مي‌كرد(زندان زنان)، چه آن‌جا كه با گلوله، تقاص عطوفت دريغ شده را از جنايتكاران مي‌گرفت(خواب و بيدار)، چه آن‌جا كه با دود مطبخ درد عشقي متلاشي شده را قسمت مي‌كرد(ماهي عاشق مي‌شوند)، چه آن‌جا كه در روستايي دور افتاده خرمن آروزها را به باد روزگار مي‌سپرد(صنم) و چه آن‌جا كه كوله‌پشتي بر دوش در ميان قبايل آفريقايي مي‌گشت و چشم و دل ما بود در سفر(اينجا افريقاست). حتي آن‌جا كه اسطوره تنهايي پاي دار قالي شانه بر تار و پود فرشي‌مي‌زد كه با نواي «نوايي» جان مي‌گرفت. او همه زنان بود و يك زن بود. روي اين زمين كه صحنه بزرگ نمايشي است براي ما. براي مردان و براي زنان. رويا نونهالي كم دل مي‌دهد كه پاي گفت وگو بنشيند. دلايلش محترم است و مقاومتش قابل درك. براي همين گفت و گو هم ابتدا دلايلي داشت كه نه بگويد اما نه را نگفت. وقتي شنيد كه نان اين سفره قرار است به بركت روز زن باشد، آمد.

ما دونفر بوديم و او بازيگر است. اول چون بازيگري كه از رديف اول تماشاگران دل‌خوشي ندارد، شروع كرد. اما همين كه سئوال به سئوال و جواب به جواب، جلو آمديم، بازي اعتماد گرم شد. دوست شديم. گمشده در ميان حرف‌ها بيرون آمد و روبروي ما نشست. او صراحت و استقلال شايسته‌اي را به نمايش گذاشت كه زيبنده‌ترين گوهر زن هنرمند است. شعور، نام چيزي بود كه در او كشف كرديم. زماني زنان موضوع شعر بودند و اينك رويا نونهالي ثابت مي‌كند كه دوره عاشقان و مجانين و خسروان و فرهادها به سرآمده و جامعه ايراني بهتر است به جاي عشق و شور و جنون براي دختران و همسران و مادران به دنبال راهي باشد براي كسب معرفت و شعور به آينده‌اي كه زن ايراني در آن نه شيرين است و نه ليلي. مينياتور زن ايراني نگارگر ديگري مي‌خواهد. گزاف نيست اگر اين شعار را پس از آن شعور پاي اين مطلب بگذاريم كه رويا نونهالي بهانه خوبي براي افتخار به زن ايراني است. اين گفت‌و‌گو در برابر شماست... 

   


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

اين همه تخريب را پيش‌بيني نمي‌كرديم

زخم موج تخريبي كه عليه خانواده هاشمي‌ها در انتخابات رياست جمهوري نهم رخ داد آنچنان تازه است كه هنوز وقتي محمد هاشمي‌رفسنجاني برادر نامزد اصلي انتخابات نهم مي‌خواهد درباره انتخابات سخن بگويد، محور اصلي سخنان‌اش را روي تخريب‌ها مي‌گذارد. از هر زاويه‌اي كه به انتخابات نهم رياست جمهوري نگاه مي‌شود، نمي‌توان نسبت به تبليغات مخربي كه در آن دوره اتفاق افتاده بي‌تفاوت بود و به مصداق ضرب‌المثل «هركه بامش بيش، برفش بيشتر» هاشمي رفسنجاني بخاطر ويژگي‌هاي ممتازي كه داشت همه خود را رقيب او مي‌دانستند. در اين گفتگو ‌خواستم از زبان برادر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني برخي ناگفته‌هاي انتخابات را باز كنيم. اما بحث درباره تخريب و تبليغات منفي فرصت اين كار را محدود كرد تا زماني ديگر روايت‌هاي ناگفته را از آن روزها بشنويم...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

بي‌پولي خوشبختي مي‌آره

مينا اكبري: خيلي‌ها منتظر بي‌پولي‌اند. چه آنهايي كه بوتيك را مشفقانه تلاش همه جانبه‌اي براي احياي سينماي اجتماعي ايران توصيف كردند و چه آنهايي كه بي رحمانه «بوتيك» را تداوم فيلم‌هایي چون «شب‌غريبان» دانستند. همه مي‌خواهند بدانند كه بعد از «بوتيك»، حميد نعمت‌الله چه كار خواهد كرد. آيا «بوتيك» حاصل غريزه بود يا دانش؟ «بوتيك» فرزند خودآگاه بود يا كودك ناخود‌آگاه. حادثه بود يا آغاز. اهميت فيلم دوم نعمت‌الله از اين نظر بيشتر از فيلم دوم اوست. آن هم در زمانه‌ای كه نسل جوان فيلم‌سازان ايران يا  كمدي‌سازان بي ذوقي هستند كه از خورجين استعدادشان همان چيزي بيرون مي‌آيد كه تهيه‌كنندگان از آنها مي‌خواهند يا عبوس‌انديشاني كه همه افتخارشان سفرهاي هوائي با فيلم‌هاي عبوس است. حميد‌نعمت‌الله در «بوتيك» روي لبه تيغ ايستاد. نه به هواي هوراي فرنگي سر به هوا شد و نه به عقيم ماندن در برابر فروش بيشتر دلخوش. او كار سخت را برگزيد و از تونل سراسر وحشت فيلم اول سالم بيرون آمد. فيلم‌اش خوب فروخت و خوب تحسين شد و همه در انتظار كه فيلم بعدي كي سر از رحم اين استعداد تازه بيرون خواهد آورد. خبرها مي‌آمدند و مي‌رفتند. اما بي‌پولي شروع نمي‌شد. همين دير شروع شدن انتظار را آرام آرام به يك نگراني تبديل كرد. تا اين كه بالاخره در بهار امسال «بي‌پولي» با تركيبي شوق‌انگيز از آدم‌هاي صحنه و پشت‌صحنه در هدايت فيلم راه افتاد. اين بار همه چيز روي نگاتيو ثبت مي‌شد و حضور «زرين‌دست» انگار همه چيز را يك استاپ جدي‌تر كرد. يك روز تعطيل در خياباني حوالي ونك در يك مجتمع مسكوني حميد نعمت‌الله و گروه‌اش مشغول ساختن بي‌پولي هستند. فيلمي كه همه منتظرش هستيم...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

هرجا میخواهید بروید٬ به لس آنجلس نروید

فرهاد آئیش بازیگر و کارگردان تئاتر، تلویزیون و سینما در بخش گردشگری، کشور ایالات‌متحده‌آمریکا را برای معرفی به خوانندگان ما پیشنهاد می کند. دلیل‌اش هم خیلی ساده است. تجربه‌هایی که او در مدت بیست سال زندگی در این کشور آموخته‌ برای هر کس که برای اولین بار می‌خواهد پا به این کشور بگذارد ارزشمند است. به قول دوستی ما آن قدر زنده نیستیم که همه چیز را تجربه کنیم، پس چه بهتر که از تجربه‌های دیگران استفاده کنیم...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

عکس رخ یار در استر آباد

سید علی میر فتاح: می‌گویند «این چه سفرنامه‌ای است؟ پس گرگان‌اش کجاست؟ این که همه‌اش بحث قبادی و اوباما و ترانه‌های مبتذل است... » بی ربط هم نمی‌گویند، اما سفرنامه یعنی همین که نسبت مسافر با محل سفر معلوم شود وگرنه سازمان گردشگری بروشور و کتاب و پوستر در آورده و همه مناظر و مزایا و اترکشن‌های گرگان که هیچ، کل مملکت را، در تیراژ انبوه منتشر کرده است. ما در آب استرآبادعکس رخ یار نداشته خود را می‌بینیم و اینها همه بهانه است و غرض نقشی است کز ما یاد ماند...


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

جای شیوخ عرب خالی                                                  

 تصور مي‌كنيد كه اگر يك امير عرب يك روز صبح از خواب بيدار شود و مطلع شود در دل خليج فارس يك سنگ نوشته پيدا شده است كه روي آن چند كلمه‌اي به زبان عربي نوشته شده است، چند صد محافظ را براي نگه‌داري از اثري كه مالكيتشان را بر اين آبراه اثبات مي‌كند، استخدام خواهد كرد؟ اگر پيش‌بيني رفتار شيوخ عرب برايتان سخت هست‌، حداقل فكر كنيد اگر شما در دل جزيره خارك  قطعه سنگي پيدا مي‌كرديد كه به زبان هخامنشي چند جمله‌اي رويش حك شده بود، چه هزينه‌اي را براي نگهداري از آن مي‌پرداختيد.اثري كه ثابت مي‌كند اجداد هخامنشي‌تان نه تنها در قلب خليج فارس هم زندگي مي كردند بلكه برايتان پيغام هم گذاشته‌اند«سرزمين خشک و بي آبي بود شادي و آسايش را آوردم.» اصلا باورتان مي شد كه مي‌توان به راحتي دور اين اثر تنها يك فنس كشيد و رها در دل بيابان‌هاي خارك رهایش کرد تا در نهايت پس از گذشت تنها 8 ماه از كشف چنين گنجينه با ارزشي، يك روز خبر برسد كه تمام نوشته هاي كتیبه را فردي يا گروهي عمدا از بين برده‌اند و ديگر خبري از اين سرمايه ملي نيست؟...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

تكميل پروژه روياي سرخابي

روياي «سرخابي» در پايان يك فصل ديگر از فوتبال ايران، در حالي به حقيقت پيوست كه با توجه به سهميه‌اي كه AFC براي فوتبال ايران در آسيا در نظر گرفت، ايران علاوه بر استقلال و پرسپوليس به عنوان دو قهرمان ليگ و جام حذفي، در كنار سپاهان نايب قهرمان، سه نماينده را در ليگ قهرمانان در اختيار خواهد داشت. احتمالاً اين فصل يكي از پربارترين دوره‌هاي فوتبال ايران بود. در سال‌هاي نزول «سرخابي»، پرسپوليس و استقلال تا مدتي در شهرستان‌ها عملكرد خوبي از خودشان نشان دادند و چند بار با فتح جام‌هاي مختلف جواز حضور در ليگ قهرمانان را بدست آورند. در اين مقطع، فوتبال ايران از حالت دو قطبي خارج مي‌شود. بدون شك پرسپوليس و استقلال ديگر شرايط گذشته را در اين فوتبال ندارند. و اين تنها به دليل قدرت نهايي امثال پاس، سپاهان و فولاد و خيلي‌هاي ديگر در اين فوتبال بوده است...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |

حيدري را «وسوسه» نكنيم!

بحث بازگشت دوباره حيدري با دو بنده به تشك‌هاي كشتي نقل اين روزهاي محافل كشتي است. كم نيستند كسانيكه معتقدند او باز به دنياي قهرماني سلام خواهد كرد! و حتي كم نيستند پيشكسوتان و تصميم گيرندگاني كه در گوش او دائم زمزمه «برگرد» را نجوا مي‌كنند!اگر قرار است راه براي بازگشت مرد شش مداله كشتي ايران هموار شود، بايد خدمت خود او و محركان بازگشت او اين نكته را يادآوري كنيم كه عليرضا حيدري پيش چشمان 6 هزار تماشاگر كرمانشاهي به صورتي باشكوه دنياي كشتي را واع گفت. او در جواب محبت‌هاي مردم، آنقدر اشك ريخت كه دل هر علاقه‌مندي را به درد آورد. حالا اگر قرار است مرد موسپيد كشتي را براي بازگشت «وسوسه» كنيم، حرمت آن اشك‌ها را هم بايد ناديده بگيريم...

 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
»
» به قلم مدیر مسئول
» گفت‌وگو با محدباقر قالیباف درباره انتخابات و آینده تهران
» گفت و گو با کارگردان و بازیگری که از مصاحبه گریزان است
» علي دايي در سالگرد سرمربي‌گري تيم‌ملي
» اصلاح‌طلبان و انتخابات 88 در گفت‌وگو با سیدمصطفی تاج‌زاده
» انتخابات 88 در گفتگو با دبير كل حزب موتلفه اسلامي
» در گفت و گو با حامد بهداد
» سفرنامه مهناز افشار به آفریقای جنوبی
» زير و بم سفر از زبان محمدعلي اينانلو
»
» به قلم مدیر مسئول
» انتخابات 88 و بداخلاقی های انتخاباتی در گفت و گو با امیر محبیان
» 12 اتفاق مهم در 12 روز جشنواره
» هرج و مرج خودش را دوباره به آنتن رساند
» گفت و گو با مجید انتظامی درباره اولین اجرای سمفونی انقلاب
» شقایق فراهانی از سفرش به استرالیا می‌گوید
» به راه و رسم های این گونه تن نده
» گفتگو با احسان قائم‌مقامي
» گفت و گو با النا تتارینکو راكت به دست همه فن حريف اكرايني در تيم دانشگاه آزاد
»
» به قلم مدیر مسئول
» دهه چهارم انقلاب در گفت­وگو با دکتر علیرضا بهشتی
» داوران جشنواره فیلم فجر چگونه انتخاب می شوند
» روایت امیر شهاب رضویان از داوری در جشنواره فیلم فجر
» حاشیه‌نویسی بر جلسات اخیر دولت و شهرداری پایتخت
» DVD فقط 1000 تومان
» کپی رایت در مطبوعات
» نگاهي به اسكار گردشگري 2008
» گفت و گو با کتایون خسرویار فوتبالیست ایرانی الاصل آمریکایی

mashghe2008

شورای نویسندگان

mashghe2008

http://mashghe2008.blogfa.com

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

مدیر مسئول: دکتر امیر رضا خادم
سردبیر: مینا اکبری
دبیر اجرایی: مجید کریمی
دبیر هماهنگی تحریریه: علی اناری



تحریریه:
مجله خبری: خسرو نقیبی، محبوبه افتخاری
ادب هنر: سمیه قاضی زاده، حسین ذوقی، حافظ روحانی، تینا امرالهی، نگار مفید، نازنین متین نیا
جامعه و گردشگری: مسعود میر، میثم قاسمی، بنیامین صدر، احسان محرابی، ایمان مهدی زاده، ابوذر منصوری، امید ایرانمهر
ورزش: مهدی امیرپور، پویان امیری، محمود مولایی، مرتضی رضایی
بخش آخر: امیر جدیدی، علی رنجی پور، آمیتیس امیرشاهی

عکس: حجت سپهوند

مدیر هنری: محمد رضا ساختمانگر

حروف نگار: نفیسه ناصرنیا

امور اداری: زهره دیدگاه

امور مشترکین: مهرداد یوسف شاهی

نشانی: بلوار کشاورز، روبروی بیمارستان ساسان
پلاک 108، طبقه هفتم

تلفن: 18- 88991214



گزیده ای از مطالب مشق آفتاب در حوزهای فرهنگی اجتماعی ورزشی و گردشگری

وبلاگ رسمی نشریه مشق آفتاب

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog